ليكنـــــــــــــــــــې

 

دوکتور ص.س.  سعیدافغانی
۰۹/۰۳/۲۰۱۱

پايګاه دايمی نظامی امريکا درافغانستان
و مصاحبـﮥ استاد
نگارگر

( بخـــش دوم )

هموطنان گرامی و معزز!  جناب استاد معظم اسحـق نگارگر در رابطه به پایګاه  دایمی نظامی امریکا در افغانستان در مصاحبۀ با خانم فرزانه فارانی فرهنګی عزیز کشور نظریات و ګفتنی های عالمانه  داشتند.  سایت وزین افغان جرمن آنلاین به این موضوع در سایت بخش جداګانه باز نموده که درین راستا خواستم بصورت مشخص و به صورت که درین مصاحبه آمده تراوش های فکر خویش را در رابطه به افاده های مطروحۀ این بحث و این مصاحبه خدمت شما تقدیم و با شما شریک سازم. کوشش میکنم مختصر باشم اما طبق معمول به آن موفق نه خواهم شد.

 به فهم من نقطــۀ مرکزی سخن درین است که  مشکل و طرف مخالف حکومت آقای حامد کرزی به اساس اظهارات تعداد زیادی از سیاستمداران و قدرت مندان به صورت غیر دقیق در حرکت طالبان خلاصه میشود.

من به این باورم که نیرو های مطرح و قابل بحث وتأثیر ګذار و مخالفین مسلح در افغانستان عبارت اند از حرکت طالب، حزب اسلامی، سازمان القاعده، استخبارات نظامی و بخش از حلقات سیاسی پاکستان و حلقات معین ایرانی.

بخش ازین مخالفین ادارۀ آقای حامد کرزی آنعده نیرو های آند که در حاکمیت آقای حامد کرزی در تمام حلقات مهم  ادارۀ از همان آغاز بودند و هستند اما امتیاز بیشتر و بیشتر خواسته و به نحوی میخواهند رول اوپوزیسیون را نیز بازی نموده و ازضعف اداره و زعامت حاکم استفادۀ بیشتر ببرند.   

بخش از مخالفین غیر مسلح ادارۀ آقای حامد کرزی آنعده اند که خواهان حاکمیت و اخذ زعامت افغانستان اند و تلاش دارند اعتماد نیرو های نظامی خارجی را جلب کنند تا در افغانستان به قدرت رسانیده شوند.

مردم افغانستان خواهان ایجاد زعامت و ادارۀ مشروع اند که خود بر کشور خویش مسلط شوند. مصالح و منافع افغانی در اولیت قرار ګرفته و افغانستان نیز محل خطر برای جهان نباشد.

در مورد عساکر خارجی در کشور ثالث باید ګفت که حتی در چوکات سازمان ملل متحد وجود عساکر خارجی را درکشور دیګر با مشکلات جدی و خطرات غیر قابل توصیف همراه میبینیم.

از جانب دیګر دنیا کوچک شده و اګر یک کشور تمام بودیجــۀ خویش را صرف نیرو های نظامی و امنیت کند نه خواهد توانست امنیت خویش را به صورت مستقل تأمین کند.

ماوجامعـۀ جهانی به ایجاد سیستم های دسته جمعی با قواعد و روش ها واصول روشن ضرورت داریم. ما نمی توانیم مانند جزیرۀ ګسسته ازجهان زندګی کنیم.

همکاری ها در تمام ساحات در جهان وبین جوامع بشری وجامعـۀ جهانی وسیستم های دفاع دسته جمعی یک ضرورت عصر مااست.

فهم استقلال در حالیکه بشریت درعصر امروز مستقل مطلق نیست و شده نمی تواند بحث است طولانی.

ما به عضویت خویش در جامعـۀ جهانی، باعضویت خویش  در سازمان های بین المللی به شمول ملل متحد ، با ګرفتن قرض و .... قسمی از استقلال خویش را از دست میدهیم.

لذا این مسایل باید از زوایای بیشتر مورد غور وبررسی قرار داد  و تعمق بیشتر بر اساس منافع و مصالح کشور ومردم ما و صلح جهانی بررسی شوند.  باید درین راه به روش های  پرګمتیک و انتخاب بد کمتر از بد زیاد تر تأکید کرد. درین راه باید تصمیم ګیرندۀ اصلی ملت افغانستان به اساس منافع و مصالح کشور ومردم ما و منافع و مصالح جامعۀ جهانی باشد.

 ”... چرا امریکاء به پایګاه ها نیاز دارد؟ ...“:

به فهم من در تحلیل و دید بر مسایل باید ریالست وواقعیت نګر بود. بخشی از حقایق را اګر ما دوست داریم و یانه خارج از ذهن ما وجود دارند. مردم افغانستان در مبارزه و سقوط کمونیزم قربانی زیاد دادند و موارد زیادی است که مردم ما دارند  مشکلات و پرابلم های دیګران را مانند میدان زور آزمایی دیګران حل و فصل میکنند و قربانی میدهند.

تعداد مسلحین و مخالفین ضد افغانی در حدود ۲۵ هزار تخمین میشود. در حالیکه حرکت طالبان پاکستانی چندین برابر ازین تخمین زده میشود. لذا  مسألــۀ حرکت طالب و سازمان القاعده در افغانستان آغاز نه شده و در افغانستان خلاصه و حل نه خواهد شد. این پروسۀ  بس طولانی و به جوانب و قضایای مختلف در جهان ارتباط دارد.  

ما به زعامت ضرورت داریم که به این زور آزمایی ها درافغانستان خاتمه بدهد.

ما به زعامت ضرورت داریم که به این تراژیدی ملت ما را با اولویت دادن منافع ومصالح افغانی خاتمه بدهد وهچنان افغانستان محل خطر برای جهان  نباشد.

امریکا ابر قدرت جهانی است. منافع و مصالح و متحدین  دارد. برنامه های کوتاه مدت و طویل المدت  سیاسی واقتصادی دارد. بخاطر این منافع و مصالح خویش و حمایه متحدین خویش در جهان حضور نظامی دارد و این قابل فهم ودرک  نیز هم است. 

 ”اګر منشور سازمان ملل متحد را در نظر بګیریم که اعضای سازمان ملل متحد حقوق مساوی دارند...“:

باید ګفت که در اسامبلــۀ عمومی سازمان ملل متحد همان موضوعات  مطرح شده میتواند که  شورای امنیت آن موضوعات را در اجندا بګیرد.  در سازمان ملل متحد اعضای دایمی شورای امنیت  و دارندۀ حق ویتو و اعضای  مؤقت شورای امنیت وجود دارند. در سازمان ملل متحد به استدلال  مسؤولیت بیشتر صلاحیت بیشتر مطرح است و به همین استدلال حق ویتو مطرح میشود.

عدم برخورد عاجل و اپراتیفی  سازمان ملل متحد بر مسایل داغ روز که صلح جهانی را نیز به خطر مواجه ساخته،  پیچیده ګی های اداری و تمایلات کشور های عضوی این سازمان که اکثریت آنرا در نیمــۀ دوم قرن ګذشته کشور های روبه انکشاف و جهان سوم تشکیل میداد بار ها موجودیت این سازمان را مورد سوال قرار داده و حتی طرح های مبنی بر لغوی این سازمان نیز مطرح بوده.

سازمال ملل متحد در مسایل با استفاده از نیرو های نګه دارندۀ صلح (فیس کیفر) و نیرو های ایجاد کنندۀ صلح (فیس میکر) خویش مکلف به مداخله میباشد که آن  مسأله و موضوع امنیت جهانی را مورد خطر قرار داده میتواند.

سازمان ملل متحد دولت و حکومت بر حکومت ها نیست. این سازمان آن صلاحیت های را دارد که کشور های عضو به آن تفویض میدارند.

 با در نظر داشت تفصیل بالا ګفته میتوانیم که کشور های عضوی سازمان ملل متحد در عمل و در موارد معین مطابق منشور سازمان ملل متحد دارای حقوق مساوی نیستـند.

این سازمان چنانچه توقع میرود سازمان کاری نبوده و در عمل در موارد زیاد فیصله های وی عملی نه شده و یا بی کفایت عمل کرده. فیصله های این سازمان در رابطه به شرق میانه،  مسألــۀ فلسطین و اسرائیل، افغانستان، بوسنه و هرسګوینه (یوګوسلاویا)و.... عملی نه شده و در موارد لکه های سیاه به تاریخ این سازمان ګذاشته است. 

با آن هم این همه دلیل این شده نمی تواند که این سازمان ضرورت نباشد. برعکس این سازمان ضرورت جامعــۀ بشری امروزی است که به  اصلاحات جدی کاری و تشکیلاتی به صورت  جدی ضرورت دارد.

  ”... درآنوقت جهان سه قطب به اصطلاح تقسیم شده بود. یک که افغانستان شامل آنها بود که در کنفرانس باندونګ دورهم جمع شدند ویک ګروه بیطرف را تشکیل دادند و اینها قبول کردند منحیث یکی از عناصر مهم منفعت ملی خود را که ما بیطرف می باشیم و این بیطرفی به نفع ما است و ما از کمک هایی هردوطرف استفاده میکنیم به شرطیکه در وضع داخلی ما غرض نه ګیرند و مااستقلال قضاوت خود را حفظ میکنیم...“

باید تأکید کرد که نسخه های دایمی غیر قابل تغییر وجود ندارند. نسخه و تجاویز و خوبی منفعت ها به اساس شرایط فرق میکنند. چنانچه ګفته آمدیم جهان ما به سیستم های دفاعی دسته جمعی ضرورت دارد و من به تشکیل و تقویت ساختار های امنیت منطقوی و جهانی تأکید دارم.

کار برای تقویت ساختار های امنیت سازمان ملل متحد، اوپراتیفی شدن آن و استفادۀ مؤثر و بهتر ازآن مطلوب، خوبتر و بهتر است. آرزو و تمنا اینکه کسی ما را کمک اقتصادی و سیاسی کند و به امور داخلی ما مداخله نه کند و در قضاوت خویش مستقل باشیم. یک آرزوی خوب است اما غیر عملی.

در سیاست هدیه، تحفه و خیرات وجود ندارد. منافع است و مصالح. اینکه کی با کي در کدام مراحل چه مصالح و منافع مشترک دارد اساس ګپ و اساس سخن است.

ما به کمک های تعریف شده و مشخص شدۀ  جامعــﮥ جهانی ضرورت داریم و درین کمک ها باید منافع متقابل مطرح باشد. در غیر آن غیر عملی است. مفاهیم استقلال و عدم استقلال مطلب نسبی است و در موارد صرف وصرف مانند آرزو باقی میماند. 

چنانچه ګفته آمدیم جهان تغییر کرده و در ګذشته و درجنګ سرد ماندن و به آینده نه اندیشیدن و برای همکاری جوامع بشری و جامعــﮥ جهانی برای مقاصد مشترک کار نه کردن ما را تاریخ زده میسازد.

درین راستا با جمع آوری و پهلوی هم ګذاشتن واقعیت ها، حقایق و ارقام  جدید باید قضاوت و اولویت های خویش را تعریف و راه خویش را روشن کرد.

درین راستا به صورت دوامدار و با محاسبات ګذشته دشمن جستن و دشمنی کردن با این و یا آن کشور به اساس معیار ها و قضاوت های دیروز موضع ګرفتن ما را جای نه خواهد رسانید.

 افغانستان با داشتن همسایګان قوی، ترکیب ملی که از عین کُـتـله به  اندازه وتعداد زیاد آن در خارج از سرحدات افغانستان زندګی میکنند همیشه دستخوش حوادث بس ناګوار شده. این ترکیب ملی کوچک  داخل کشور متأسفانه در موارد زیادی عوض  پُـل شدن  جهت کسب کمک ها و ارادۀ نیک همسایګان  وسیلـﮥ نا خوش آیند در دست همسایه ها قرار ګرفته.

در زمان اوج نظام کمونیستی درشوروی وقت هرپروژۀ ساخته شده توسط حریف سیاسی آن یعنی امریکا در افغانستان با کارشکنی عمال روسی همراه شده. این مجادلات در موارد برای افغانستان تباه کن بود و زعامت های این کشور نه توانستند درین راستا رسالت خوب  ایفا بدارند.

این وضع و بخشی از عوامل دیګر سبب شده که اولاد این مرز و بوم  قربانی های فراوان داده و هنوز هم قربانی بدهند.

 

”...مناسبات امریکا و ایران چندان نورمال نیست، ګاهی امریکا اسرائیل را تحریک میکند که مناطقی را که احتمال میرود که ایران قصد ساختن بم اتم داشته باشد بمبارد کند...“

درین مورد عرض کنم و برداشت من چنین است که مناسبات ایران و  امریکا نورمال نیست. واین اسرائیل است که ګاه ګاه چنین افواهات را براه میاندازد که مناطق مورد نظر اتومی ایران را بمبارد خواهد کرد. اما فکر میکنم که این احتمال در شرایط امروزی بسیار ضعیف وغیر عملی باشد.

 

”... ما کشورفقیر و کشور بیچاره و کشور هستیم که از خود اقتصاد مستقل نداریم و دست ما به هرطرف دراز است بنابر این درین شرایط موجود ما مجبور هستیم که کتی هر طرف یک قسم مناسبات کجدار و مریز داشته باشیم تا از کمک های آنها بهره برده بتوانیم ...“

 

با تأئید سخنان فوق میخواهم در راه های رهایی متمرکز شوم.

افغانستان کشور فقیر نه بلکه زعامت فقیر دارد و داشت.

زعامت های قوی بنابر مداخلات اجانب ازبین برده شد اند.

مفهوم استقلال اقتصادی یک بحث قابل تمرکز و تعمق در جهان امروز است و استقلال امروزی با مفاهیم دیروز استقلال اقتصادی در حالیکه جهان روز به روز به هم پیوند بیشتر و بیشتر میخورد یک بحث است که مفاهیم آن به روشن شدن ضرورت دارند.

درین راستابرعلاوۀ دیګر مثلا برخورد ها و پالیسی های اقتصادی زمان مهاتما ګاندی در هند دیګرجـزء افکار تاریخ و زعامت های تاریخی است که درعصر امروز چندان قوت نه خواهد داشت. طرح ونظر اینکه  حتما باید حین خریداری جنس افغانی خریده شود تا جنیس خارجی دیګر چسپ و قوت نه دارد. همان جنس را مردم خواهند خرید که کیفیت بهتر داشته و ارزان باشد.

روابط و مناسبات با تمام جوانب به هیچ صورت با  ګرفتن پول نقد غیر قانونی توسط تمام مراجع دولتی افغانستان از بالا تا پائین  وبا معاملات منحط قومی، سمتی بهتر شده نمیتواند.

کمک های جهان و همسایه ها به قسم که در ده سال اخیر صورت ګرفت و به مصرف رسید و  میلیون ها میلیون پول به نام کمک به مردم افغانستان با ادارۀ ناسالم و ضعیف و نا بکار و عدم موجودیت بستر های لازم حقوقی به هدر داده شده،  بهتر شده نمی تواند.

ضرورت است تا سیاسیت کدر، سیاسیت اقتصادی، ظرفیت های عدلی و قضایی و ساختار های اداری کشور ریفورم، معقول و تجدید شده و درین راستا تغیرات لازم بعمل آید.

ساختار اداری کشور از بالاګرفته تا پائین باید به نحوی تغییر کنند که پست های اضافی  و تشریفاتی و حلقات وسطی اداره از بین برده شده و اداره به مردم نزدیک ساخته شود.

مردم باید مکتب ، شفاخانه، سرک و پُـــل را از خود بدانند تا در صورتیکه کسی قصد خرابی آنرا کنند ملت برعلیه شان قیام نموده  ومانع شوند.  

مردم باید حاکمیت را از خود بدانند و این تنها به خواست و آرزو که شرط اول کار است نمی شود.

درین راستا باید قدم های عملی درست برداشت. ایجاد تعاریف و بستر های لازم حقوقی برای این اهداف  از عمده ترین قدم های اولی است.

 

واضح  است که موقف دولت ایران  نسبت به وطن ما ثابت نبوده و در فکر منافع خود هستند !  از جانب هم  سیاست دولت پاکستان ، واضح و روشن است ؛ آنها با روش های دوګانۀ خویش که معیار آن منافع و مصالح خود شان است و  در بالاتشریح نمودم در تحلیل نهایی به اعمال دست میزنند که نفع خود شان باشد.

 

”...همزمان دولت افغانستان ...سرګرم فراهم کردن زمینـﮥ ګفتګو با طالبان و شریک ساختن آنها در روند سیاسی افغانستان است، اما طالبان هرګونه ګفتګو را با دولت افغانستان مشروط به خروج نیروهای خارجی از ین کشور میدانند....مذاکره براساس یک سلسله پرنسیب های میشود، هر دوطرف در آن پرنسیب ها باید اشتراک نظر داشته باشند...آیا طالبها  همان  سیاست قدیم خود را که در دوران اقتدار خود بکار بردند در افغانستان دوباره بکار می برند یعنی دروازۀ مؤسسات تعلیمی را، دروازۀ شفاخانه ها و دروازه های دیګر را بروی زنان بسته میکنند، ... چون تاکنون همه موضوع  در عقب پرده درجریان  است و هر تفاهم به اساس صداقت و خیر  و منفعت وطن و مردم نباشد ، دوامدار و موفق نخواهد بود !!!  از جانب هم باید خاطر نشان ساخت که  اګر نیروی  طالبان  حاضر به مذاکره با دولت کرزی هم باشند  وقتیکه  خبر تأسیس پایګاه نظامی امریکا را در افغانستان بشنوند اونها از مذاکره تور میخورند و اصلا حاضر به مذاکره نمیشوند...“

 

درین بخش ګفتنی های زیاد است اما کوشش مکینم مختصر باشم:

مصالحه و مذاکره به معنای رشوت دادن، از اصول تیر شدن، چوکی دادن حکما به مخالفین، پناهندګی دادن و تسلیم شدن به مقابل و نسخــﮥ جانب مقابل را به صورت حتمی قبول کردن نیست.

مصالحه و مفاهمه سیاسی در یک جامعه و بین نیرو های سیاسی توافق بر قواعد و طرزالعمل های است که در خانــﮥ مشترک برای ګرفتن صحت و سقم نسخه های خویش از ملت  که از کدام روش ها و عمل کرد ها استفاده کرد صورت میګیرد؟

بدون توافق براین اصل که ملت برای نسخــﮥ حزب، سازمان و حرکت سیاسی مشروعیت میدهد ما به جای رسیده نمی توانیم.

ملت افغانستان مسلمان است و انتخاب خویش را دارد. علماء ورو حانیون درین راستا در انتخاب ملت ملت را رهنمایی میکنند.

پیشتازان و منورین جامعه ازیک جانب بر ګذشت و عفوه، تفاهم نیک، اخوت و برادری دعوت میدارند اما از جانب دیګر ملت را به صورت دوامدار هشدار میدهند که کی ها بر سر شما این حالت را آوردند و باید در انتخاب بعدی خویش جدا متوجه بود که کدام نسخه های و افراد را انتخاب بدارند.  

عفوه و ګذشت به معنای فراموش کردن  ګذشته نیست. 

بګذار حرکت  طالب قدیم و نسخه هایش قدیم باشد. با این چه کار دارید؟ ادعا ها و استدلال هریک متفاوت است. اګر کسی ادعا و طرح شما که آنرا بهتر میدانید، قبول کرد خوب در غیر آن به ملت بګوئید که کدام  نسخه به درد شما می خورد و کدام نسخه نه. به ملت تشریح کنید که ملت در انتخاب آن تعین کند کی زمام امور را بدست بګیرد.

باید برای نظام کار کرد که اکثریت حاکمیت و اقلیت حقوق داشته باشد. اکثریت که ملت انتخاب میکند.    

شعار ها ونسخه های که ملت نه پذیرد و نه  خواهد سبب مرګ و نابودی آن حرکت وسازمان به خودی خود میشود.

اما اګر ملت در انتخاب آزاد انتخاب کرد باز درآن صورت باید به ارادۀ ملت در داخل نورمهای عام قبول شدۀ جامعــﮥ بشری احترام نموده و آنرا رعایت کرد.

 

و اما در مورد تعلیم و تربیه جناب اسحق نګار ګر دانشمند فرزانه  و عالم دینی موضع دین مقدس اسلام را در مورد بهتر  میداند و هدایات  دین اسلام درین مورد روشن است:

علم را طلب کنید حتی در دورترین مناطق جهان – حدیث (اطلب العلم و لوکان فی الصین. حدیث)، طلب و آموزش علم فریضه است بر هر مسلمان و مسلمه ( طلب العلم فریضـﺔ علی کل مسلم و مسلمـﺔ)،  برابر نیستند کسانیکه عالم و دانا اند باکسانیکه نمی دانند (لایستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون - الایه)، و صاحبان علم را درجه داده ام(و اوتو العلم درجات -  ) ، کسیکه من را حرفی آموخت مولای من است. (من علمنی حرفا فهو مولای-  ) و ......

دهها هدایت و نصوص شرعی در مورد فضیلت علم و آموزش آن برای مسلمان سفارش شده است. یک مسلمان چطور میتواند مخالف علم و کسب علم، معلم و مکتب  باشد؟

مسلم این است که درزمان حاکمیت طالبان توجیهات وجود داشت که امنیت لازم وجود ندارد و بعضی مکاتب  سبب فتنه  شده و امنیت آن درین شرایط آن وقت  ګرفته شده نمی تواند. لذا  بسته کردن بعضی مکاتب را  تدبیر مؤقتی میدانستند. به هر صورت اګر چنین باشد و یا چنان راه شرع اسلامی روشن است و اینکه  حرکت طالبان باز هم در برنامــﮥ خویش را با  تدبیر ضد دینی استوار ساخته میتواند و یا هم عملا آنچه کند که در زمان حاکمیت خویش کرد ویا به کردن آن مجبور بود ویا چنین برنامه های داشته باشد. بګذار مشروعیت آنرا از ملت بدست آورد. مطمینا با توضیحات بالا و نقش علماء و تبلیغ حق ملت مسلمان افغانستان راه اسلامی را انتخاب خواهد کرد.

لذا مذاکره و تفاهم نیک به آن مفهوم نیست که متأسفانه درین جاء و آنجا به آن به صورت غیر دقیق تمرکز صورت میګیرد. 

تازمانیکه نیرو های سیاسی موجود در جامعه در ستیج سیاسی کشور نمایندۀ خویش را از طروق و مجاری مشروع  نداشته باشند در آن کشور و جامعه صلح دوامدار مستقر بر قرار شده نمی تواند. اګر صلح میخواهیم باید این اصل را قبول کنیم.

تأکید میدارم:

مصالحه خیانت به وطن نیست. مصالحه تقسیم مال غنیمت بین حاکمیت و مخالفین نیست. مصالحه نجات  از برادر کشی و خونریزی است. مصالحه کشیدن افغان هموطن از بازی های فریب کارانـۀ دشمن و توافق به قواعد زندګی مشترک در خانــۀ مشترک. توافق براین است که مشروعیت حاکمیت از ملت بدست می آید.

بخاطر تحقق  مصالحه از حسن تفاهم ، حسس خیر استفادن کردن، با خوش بینی لازم با ګذشت و عفوه موجه ، با شناخت مقام و موجودیت خود ودیګران وبا استفاده از تجارب دیګر جوامع بشری و کار برای احیای رشته های اعتماد وفهم لازم سیاسی ومسلکی مانند یک پروسه عملی شده میتواند.  

به فهم من عملا باید مسایل مطروحه و مورد بحث مذاکره و مصالحه به سه کتګوری تقسیم ګردد:

مسایل که همین حالا توافق ممکن است. مسایل که در انتخابات روشن  خواهد شد ومسایل که بعد از انتخابات آزاد و شفاف و با داشتن مشروعیت نیرو های سیاسی در جامعه باید بالای آن توافق صورت ګیرد.

این کشور و این ملت از افغانها  است!  دین همه اولاد این وطن است که  باید صادقانه باهم تفاهم نیک نموده،  وطن و اولاد آنرا از منجلاب تباه کن  و تراژیدی  نجات دهد و چاره اساسی را برای علاج اساسی آن جستجو و تحقق بخشد .  

نجات که درآن نجات جامعــۀ جهانی و تحقق صلح در کشور ما، منطقه وجهان ګردد.

 و ما علینا الا البلا غ المبین  

پایان

 
   

كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور       |     د تـــــــــــــل افغـــــــــــــان خبــــــــــــره    |     زموږ سره  مــو اړيكـــــــــــــــې

Copyright ©  talafghan.com 2004-2011  All rights reserved. talafghan@gmail.com