|
اسدالله ميوند
تفنګداران
در
كشور
و
قلمداران درخارج
چه غم انګيزاست كه
دركشورعزيزما امواج درياهاي خون روزمره به
شورش ميايد.وفرياد مردم ناتوان وبي ګناه
مابه فلك ميرسد .درهمين حال دركناراين
درياهاي خونين انسانهاي خودفروش وبيګانه
پرست نشستند كه براي بدبختي مردم
افغانستان بادشمنان انان همكاري
مينمايند.اين قلمدارن تنګ نظركه داراي
هيچنوع عاطفه انساني نميباشد.به جعل تاريخ
وافسانه نويسي ميپردازند.ومليت هاي باهم
برادرمارا به جاي صلح به جنګهاي
نژادي:لساني. سمتي. مذهبي،دعوت
مينمايند.درين شرايط حساس تاريخ كه
روشنفكران واين قلمداران فقط يك دين ملي
وانساني خودرا بايدبجامياورد اين بود كه
براي وحدت ملي وصلح سراسري درتمام
كشوركارميكردند ولي باتاسف كه يكتعداد
قلمداران برعكس اين همه ارزشهاي انساني
عمل مينمايند.بامطالعه مقالات
شراندازايشان به اين نتيجه رسيدم كه سكوت
درمقابل اين انسانهاي دشمن پرست يك خيانت
بزرګ خواهدبود.به اين ترتيب قلم رابرداشتم
ويكي از اين چهره ها ي فاسد جامعه ما
راباافكارونوشته ها يش به مردم خود معرفي
مينمايم وسخنان بي مسوليت اش مورد بحث
قرارميدهم وقضاوت رادرين مورد به مردم
خويش واګذارخواهدكر د.اين خانم كه ثريا
نام دارد و(بها) تخلص ميكند ودرايالت
متحده امريكا به سرميبرد اين خانم كه خودش
نميداند كه كيست چه ميخواهد.چون ګاهي حرف
ازانسانيت وبشريت ميزند ګاهي بااخوانيها
همسنګرميشود ګاهي دشمن ويك كلمه فاشيستي
رابارها تكرارميكند و بس كه درحقيقت خودش
بزرګترين فاشيست جامعه كنوني ما ميباشد كه
دراتش حسادت وخودخواهي ميسوزد.ونميداند به
چطوردرميان مردم افغانستان
خودرامطرح
نمايد.ولي قبل ازينكه راجع به
افكاراجتماعي خانم ثريابه بحث بپردازم به
مردم شريف خود بايد واضيح بسازم .ان زني
كه عزت وعظمت يك خانواده شوهري خودرا حفظ
نتواند چه سخن ازوطن ملت ومردم زند.اين
خانم كه ازدردها ورنجهاي بيكران مردم ما
درحقيقت بي خبراست ويا به اشاره هاي د
شمنان مردم افغانستان قلم بدست ګرفته وبا
واژه هاي افسانوي ميخواهد به مردم ما
بخصوص دري زبانان بګويد كه ثرياازغم شان
شبها خواب ندارد خودرا قرباني زبان خود
خواهد كرد.خانم ثريا بااين نوع نوشته هاي
تفرقه انداز تان جامعه مارا به سوي بد
بختي ميبريد اياګاهي راجع به خواسته هاي
جامعه ما هم چيزي مي انديشيد يا خير؟خانم
ثريا ان شاهاني راكه شما به فاشيزم متهم
مينمايد كاملا اشتباه مينمايد. انها داراي
هيچنوع افكار فاشيستي نبودند وانها تنها
شاهان پشتونهانبودندبلكه شاهاني تمام مردم
افغانستان بودند.بطوري مثال اګرشاه امان
الله فاشيست بود پس پدرشما راچرااول منحيث
وكيل شهركابل درشوراي ملي وبعد منحيث
سفيركبيرافغانستان به ايران فرستاد.خانم
ثريا درحقيقت شماوخانواده تان بردسترخوان
همان شاهان بزرګ شديد پس چه انګيزه باعث
شد كه همان نمكدان را به لګت ميزنيد كه
ازان نان ميخورديد.اګرانها اندك توجه را
به پشتونها ميكردند امروزپشتونها دردشت ها
كوهسارها ودرمنازل مسكوني شان با زنان
وكودكان بنامهاي ګوناګون به قتل نميرسيدند
خانم ثريا شما حرف ازجعلي تاريخ وافسانه
ميزنيدولي درحقيقت جعل تاريخ راشما
وهمرديفاني شما همين حال اغازنموديد كه
انجام اين خيانت بزرګ خطرناك به
نظرميرسد.هرانكسيكه راجع به تاريخ قضاوت
مينمايد بايد ازوجدان راسخ فكروسيعي
برخوردارباشدوارزشهاي انساني
رابالاترازهمه چيزقراردهد.باتاسف بايد ګفت
كه اوصاف فوق درنوشته ها وذهنيت شما
مشاهده نميشود.خانم ثريا شما سخن ازاستعما
رفرهنګي ميزنيد استعمارفرهنګي درافغانستان
راجع به زبان دري وجود نداشت .ولي هرانسان
حق دارد كه به زبان مادري بنويسد وبخواند
ولي پشتونها هيچوقت زبانهاي ديګري
كشورخودرامنحل اعلان نكردند ونخواهد
كرد.ولي شما امروزخودتان خودراتحت
استعمارفرهنګي قرارداديد بخاطريكه شما
همين حال تحت تاثيري فرهنګ امريكايي به
سرميبريد اګرهدف شما واقعا خدمت به زبان
پارسي ومردم تان باشد بفرماييد افغانستان
بيايد واګردرانجاپشتونها را تحمل كرده
نميتوانيد درايران وتاجكستان بهترين شرايط
برايتان مساعداست. |