ليكنــــــــــــــــــــــــــې

 

غ. م. منصور

 

سیاست اماتوری و کجروی های مسلکی

(اعطای لقب اکادمیسین به دستگیر پنجشیری بدون داشتن کتب اکادمیک و علمی)

 

نقاط اساسی نبشته ذیل را قبلا در وقتش بکارکنان محترم سایت آریائی جهت نشرفرستاده بودم که با تصرف و سانسور بعد از سپری مدت دراز به نشر رسید. گردانندگان سایت در ارتباط آن از سیاست یک بام و دو هوا خود داری ننمودند. طوریکه دیده میشود نبشته های یک تعداد قلم بدستان متعصب را  که بعضآ اخلاق نویسندگی و حتی عفت کلام را نیز مراعات نمی کنند با دست آزاد به نشر می رساند.  ولی اگر در رد چنین نوشته ها با وجود مراعات کامل اخلاق نویسندگی، عفت کلام و قلم و حفظ احترام به نظریات شخصی نویسندگان آن، سطوری چند برایش ارسال گردد، یا نشر نمی نمایند، یا نشر آن هفته ها و ماها طول می کشد و بلآخره تحت سانسور جدی و حتی تصرف قرار می گیرد این کار اهداف اساسی خدمات فرهنگی آن سایت را زیر سوال آورده است. لازم است توجه خاص محترم عزیز جرئت مسئول سایت آریائی را که یک شخص فرهنگی است ، به آن معطوف گردد تا اجازه ندهد اشخاص مغرض از سایت شان در تشدید تعصبات ملی، قومی، محلی، لسانی و عقیدتی استفاده نمایند.

روی همین اساس میخواهم بخش از نبشته متذکره بنده را به ارتباط پیام جناب به اصطلاح اکادمیسین یعنی غلام دستگیر خان پنچشیری که به جلسه عمومی اعضای نهضت تفاهم افغانهای روشن فکر مقیم اروپا در شهر مالموی کشور سویدن فرستاده بود با تغیر عنوان در سایت های دیگر به خوانندگان عزیز تقدیم نمایم.

به هر صورت بهتر است خود پیام آقای پنجشیری را ورق بزنیم. درپیشانی ورق اول، عنوان پیام به خط نسبتآ درشتر به چشم میخورد که مینویسد: ( فشرده پیام اکادمیسین دستگیر پنجشیری به جلسه تاریخی هشتم جون سال 2003 میلادی شهر مالموی سویدن). در همین ورق در مقدمه چند صدری، نگارنده پیام ( آقای پنچشیری) از سازمان دهندگان جلسه صمیمانه سپاس گذاری میکند که این امکان را برای وی فراهم ساخته است، تا بعد از چهل سال زندگی آگاهانه، راز های پیروزی و شکست خود و همرزمان خودرا با همه شفافیت بیان کند.

راز در لغت به معنی سر، مطلب پوشیده و پنهان، مطلب نهفته در دل و آنچه که باید پنهان داشت، آمده است پس بیان شفاف راز ها عبارت میشود از افشا نمودن و آشکار ساختن آن مطالب پنهان نهفته در دل که از دیر زمان به این طرف سر مهر و پوشیده نگهداشته شده است.

بر طبق توضیحات فوق پنچشیری صاحب میبایست آن عده اسرار از چهل سال زندگی آگاهانه خود به دسترس ذهنیت عامه قرار دهد که بنا بر بعضی ملحوظات در چهل سال زندگی گذشته خود آن را پوشیده نگهداشته بود و اکنون با استفاده ازین فرصت طلائی ضرور میداند تا اسرار ( راز های ) متذکره را بنابر ملحوظات دیگر که در نزدش مهم و با ارزش است، بیان نماید و بدین وسیله آن راز های نهفته در دل را از بردن و انتقال به گور نجات دهد و از سوی دیگر جامعه و توده های بلا کشیده کشور ما را با دریافت چنین یک ( گنجینه معنوی ! ) مسرور، مفتخر و سربلند سازد.

پیام پنجیشیری را به اساس کنجکاوی که دارم به خاطر دسترسی به آن گنجینه معنوی مملو از راز های نهفته در دل او، چند مرتبه ورق زده و بادقت کامل خواندم ولی با بیان کدام رازی قیمت بها که اندوخته های زندگی آگاهانه چهل ساله را با فرود و فراز های فراوان تمثیل نماید، در آن خبری نیافتم. در اول فکر کردم که پیام مذکور پیوسته به گذشته باقی خواهد داشت. اما در اخیر پیام این جمله به چشم ام خورد: ( شاد و از غم های غربت قوی تر باشید! ). بخوبی میدانم که این جمله معمولی اختتامیه است و خود معنی ختم موضوع میدهد و کلمات امیدوار کننده دیگر از قبیل (باقی دارد و غیره ) نیز وجود نداشت. نقطه پایان، بیان پنجشیری را به انجام رساند.

یگانه چیزی که موضوع عمده و محتوی اصلی  پیام را تشکیل میدهد عبارت است از: توصیف خود، تقبیح دیگران و ثنا و صفت قومندان صاحب احمدشاه مسعود و بس.

آنچه که ارتباط میگیرد به توصیف خودش و تقبیح سائرین، کدام راز قابل توجه در آن که قبلا از مردم پنهان و پوشیده باشد وجود ندارد. موصوف همیشه صفات مود وقت را بخود منسوب و اعمال دیگران را متباسب به تقاضای شعار سیاست وقت تقبیح نموده است. ثنا و صفت آمر صاحب مسعود نیز برای پنجشیری موضوع امروز (جلسه هشتم جون ) نیست. باوجود آن هم آغاز این چنین ثنا و صفت آنقدر پیشینه تاریخی ندارد. صرف چند سال قبل از امروز یعنی به مجرد سقوط رژیم داکتر نجیب الله و رسیدن احمد شاه مسعود به کابل، پنچشیری صاحب این خدمت داوطلبانه را بدون خواسته خود فرمانده مسعود بدوش گرفته و به ارزانی عرضه نمود. وی همزمان به آن تاکید میکرد که گویا این کار (ثنا و صفت ) را از صمیم قلب انجام میدهد نه به اساس چاپلوسی های فرصت طلبانه. یکی از دوستانم که باشنده پنچشیر بود برایم قصه میکرد :( در وقت حکومت برهان الدین ربانی یک روز یکی از همراهان انجینر احمد شاه مسعود برایش گفته بود که وطندار ما وشما دستگیر پنجشیری به شما خیلی اخلاص نشان میدهد و همیشه صفت شما را میکند. او شخص با تجربه هست، زحمات زندان کمونست ها را در وقت داکتر نجیب دیده است، نمیشود که از تجارب او در یک کار مناسب حالش استفاده نمود ؟) . احمد شاه مسعود کوتاه و مختصر جواب داده و گفته بود : تا جائیکه به توصیف از من ( مسعود ) ارتباط میگیرد باید خاطر نشان سازم که مشک آن است که خود گوید نه آن که پنجیشیری صاحب گوید، بگزار تجارب او هم به درد خودش بخورد. نظر به گفته آن دوست، دستگیر پنجشیری از گفتگو وسیله کدام کس اطلاع یافته بود و برای یک مدت در این کار از افراط زیاد کار نمیگرفت. ولی درین اواخر که تحرکات سیاسی موضوع داغ روز گشته است، اینک دستگیر پنجشیری بخاطر فریب دادن همراهان و هم پیمانان مسعود بار دیگر پروژه خود را از سر گرفت.

به هرحال این پروژه پنجشیری صاحب را میتوان به حیث یک ابتکار او که در چنین احوال نشان دهنده استعداد اوست، قبول کرد ولی به هیچ وجه نمیتوان در مقطع فعلی آنرا بیان راز نامید زیرا که : از یک سو این ثنا و صفت یک کار نو و جدید نیست، بلکه سابقه تقریبا چهارده ساله را در نزدش دارد. از سو دیگر فراهم شدن فرصت دعوت به جلسه مالمو انگیزه آن نشده است که چنین اسرار مهم برای اولین بار بیان گردد. پس کجا شد آن راز های که بخاطر فراهم ساختن امکانات بیان آن، پنجیشیری صاحب از سازمان دهنده گان جلسه مالمو آنقدر سپاس گذار است. اگر تمام راز های چهل سال زندگی آگاهانه او فقط و فقط همین توصیف های خود و تقبیح دیگران باشد، آیا (آگاهانه بودن ) آن زندگی عزیز چهل ساله در معرض سوال قرار نخواهد گرفت ؟

یک راه بیرون رفت در جواب دادن به این سوال ها، برای دستگیر پنجشیری وجود دارد و آن اینکه او میتواند ادعا کند که این صرف فشرده پیام اوست نه اصل کامل پیام. این هم یک موضوع قابل دقت است که باید بر آن مکث گردد. درین صورت لازم است پیام حاضر را از نقطه این ادعا نیز در نظر گرفته شود: فشرده در لفت به معنی زیر فشار داده شده، متراکم شده، کتله زیاد تر در حجم کمتر آورده شده را دارد، و در اصطلاح میتواند به معنی کوتاه کردن ، اختصار و خلاصه شده باشد. یعنی گنجانیدن مطالب عمده نسبتآ زیاد در یک متن نسبتآ مختصر. با در نظر داشت توضیحات فوق، موضوعات وسیع به شکل مفصل تحریر میگردد، بعدآ بنابر مشکلات و ملحوظات معینی بعضی قسمت های آن طوری تنقیص میشود که از یک طرف در تسلسل واقعیات سکتگی رخ ندهد و از جانب دیگر مطالب عمده و اساسی ( مثلا در پیام پنجشیری راز های که بیان نمودن آنها هدف قرار داده شده است ) در جریان تنقیص و قیچی کاری ضایع نشود. منحیث مثال : اگر پروسس یک جسم با استفاده از فشار در نظر باشد، باید اندازه فشار و تخنیک وارد کردن آن طوری اعیار شود که ماده اصلی (شیره ) ترکیب جسم از ماده غیر ضروری (تفاله ) بشکل درست تفکیک و جدا گردد یعنی بعد از این دو جسم مختلف بدست می آید که یکی به عوض دیگر استعمال شده نتواند. مثلا محصولات پروسس پنبه دانه، روغن و کنجاره است که کنجاره عوض روغن و روغن به عوض کنجاره موارد استعمال ندارد.

از امکانات بعید نیست که پنجشیری صاحب پیام مفصل خود را یا بشکلی مخانیکی اختصار نموده باشد و یاهم اگر با دقت لازم به یک شکل منطقی قیچی کاری کرده باشد، درین صورت حتما یک اشتباه دیگر رخ داده است، یعنی سهوآ قسمت غیر مهم و غیر ضروری ( تفاله : توصیف خود و تقبیح دیگران ) را به عوض قسمت اصلی و اساسی ( روغن : راز های زندگی آگاهانه چهل ساله ) تحت نام (پیام اکادمیسین........) به نشر سپرده شده است.

پنجشیری صاحب یک انسان است و از سهو و خطا خالی نیست، میتوانند چنین یک اشتباه از وی سر زده باشد. ولی ما هستیم که بخت با ما یاری نمی کند و به عوض روغن کنجاره بدست میرسد.

این هم امکان دارد که به فکر پنجشیری به غیر از خودش دیگر همه روشن فکران مستحق کنجاره باشد، ازین رو دشنام میدهد و کنجاره میفرستد.

آقای محترم پنجشیری صاحب ! امید است در حل این معضله مارا یاری نمائید. علاوتآ میخواهیم از حضور محترم تان خواهش دوستانه نمایم که:

1. لطفآ توضیح دهید که آن راز های معما شده در پیام تان چیست ؟ آیا قصدآ از آن چستان ساخته اید تا هوش ما را بیازمائید ؟

2. شما که لقب علمی اکادمیسین را جزء لایتجزا و انفکاک نا پذیر اسم خود میدانید، باید برای همه ثابت کنید که این لقب رسد خیراتی تان نیست بلکه نتیجه ریاضت طولانی تان در تحقیقات علمی است.

3. لطفآ آن کتب و آثار بکر را که در نتیجه تحقیقات علمی تان تالیف نموده و در پاداش آن به چنین یک لقب علمی مفتخر گردیده اید، نام ببرید تا ما هم از آن اطلاع یابیم.

4. لطفآ واضح سازید که این آثار علمی تان در کدام مرجع علمی بخاطر تفویض لقب علمی اکادمیسین برای تان، مورد بررسی دانشمندان قرار گرفته است ؟

5. اکیدآ خواهش میکنم تا به عوض این نوشته های گمراه کننده، همان آثار علمی خود را به سایت انترنت بسپارید تا پژوهش گران جوان از آن به حیث ماخذ علمی استفاده نموده، تحقیقات خود را غنی تر سازند.

این بود خواهش دوستانه بنده و دوستانم. اگر قبول فرمائید، احترام تان در نزد همه روشن فکران به مراتب بالا خواهد رفت. یقین داشته باشید که چنین نوشته های  مبتذل تان حتی در بین مردم غیور پنجشیر و تاکستانهای کوه پایه های هندوکش بیدار نیز خواننده تائیده کننده نخواهد یافت.

با عرض احترام

 

 

كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور       |     د تـــــــــــــل افغـــــــــــــان خبــــــــــــره    |     زموږ سره  مــو اړيكـــــــــــــــې

Copyright ©  talafghan.com  All rights reserved  webmaster@talafghan.com  2004-2006.