|
پوهنمل حاجی محمد نوزادی مکثی کوتاه بر نبشته محترم جليل غنی پيرامون منافع ملی اخیرا در سایت وزین افغان – جرمن نظرم را عنوان زیبا ( منافع ملی یا مصالح علیای کشور ؟ ) بخود جلب نمود که طراویده از قلم محترم جلیل غنی بود . چنین یک موضوع همواره مورد علاقه ام بوده و بد بختانه در رسانها به ندرت در باره ان نبشته های اختصاصی به نشر میرسد ، ازینرو انرا فورا کلیک نموده وبا دقت خواندم . واقعیت این است که بنده اولین بار بود که مقاله را ازقلم اوشان دریافتم که خوشبختانه موضوع ان مورد پسند من هم بود . باید یاداوری نمایم که هدفم ازین مختصر هرګز انتقاد بر نویسنده موصوف که مایه خاطر رنجی ان محترم ګردد ، نیست بلکه به اندیشه او به دیده قدر مینګرم و به تلاشهای او پیرامون توضیحات در مورد اصطلاح منافع ملی احترام میکنم . اهداف اصلی بنده و او بارتباط موضوع اساسی که منافع ملی است ، یکی میباشد . صرف میخواهم راجع به برخی از دیدګاه های شان که خودم درباره ان نطر دیګری دارم اشاره نمایم : محترم جلیل غنی مقاله شانرا با پاراګراف ذیل اغاز میکند : « در افغانستان تا زمان سقوط سلطنت اصطلاح ٫٫ مصالح علیای کشور ٬٬ بجای ٫٫ منافع ملی ٬٬ بکار برده میشد یعنی جای ٫٫ منفعت ٬٬ را ٫٫ مصلحت ٬٬ ګرفته بود . اینکه استعمال این کلمات یکی بجای دیګری اګاهانه بوده یا تصادفی ، هم موضوعی است قابل بحث . زیرا این دو کلمه دو مفهوم جداګانه افاده میکند . یکی اینکه ٫٫ مصلحت ٬٬ در هر اقدامی از جانب دولتمردان برای بقای قدرت ویا هم استحکام دولتهای مطلقه شان و دیګری ٫٫ منفعت ملی ٬٬ که دولت در پرتو ارزشهای این منافع ، نفع تمام ملت را بر اورده ساخته متواند » . موصوف کمی بعدتر بخاطر تاکید بر ان تکرارا مینویسد : « . . . . تا سقوط سلطنت بحای ٫٫ منافع ملی ٬٬ اصطلاح ٫٫ مصالح علیای کشور ٬٬ بکار ګرفته میشد که در هیچ قاموسی تعریفی برای ان نمی توان دید . . . . » . اساسا همین نقاط فوق در نبشته ان محترم مرا واداشت تا به تحریر این سطور مختصر اقدام نمایم . بیائید ببینیم که قاموسها درینباره چه حرفهای دارد . قبل از همه مراجعه میکنیم به قاموسهای وزین ګوګل تا ببینم انها راجع به اصطلاحات ٫٫ منافع ملی ٬٬ و ٫٫ مصالح ملی ٬٬ کدام تعریفی دارند یا خیر ، و اګر دارند کدام است . درقاموس فارسی - انګلیسی معنی ٫٫ منافع ملی ٬٬ را (National interests ) ومعنی ٫٫ مصالح ملی ٬٬ را نیز کاملا به عین مفهوم و عین کلمات یعنی (National interests) ذکر نموده است . این در حالی است که کلمات ٫٫ منافع ٬٬ و ٫٫ مصالح ٬٬ را بدون پسوند ٫٫ ملی ٬٬ به عین مفهوم نه بلکه به معانی جداګانه یعنی اولی انرا به معنی (Interests) و دومی را به معنی مواد (Materials ) اورده است مانند مواد ساختمانی وسایر مواد که موارد استعمال در امور روزمره را دارند . به نظر راقم شاید تفاوت معانی همین دو کلمات باشد که محترم جلیل غنی را واداشته است که میګوید [ . . . این دو کلمه ( هدف او از منافع ملی ومصالح ملی است) دو مفهوم جداګانه را افاده میکند . . . ) . برعلاوه قاموس فارسی - انګلیسی که در فوق از محتوی ان یاداوری ګردید ، در قاموس های فارسی – روسی و فارسی – دنمارکی که بنده همچنان به این لسانها بلدیت دارم مفاهم منافع ملی و مصالح ملی را کاملا مانند قاموس فارسی – انګلیسی به عین مفهوم وتا حدی به عین کلمات ترجمه نموده است . فرهنګ فارسی عمید نیز در زمینه ګفتنی های دارند . واژه ( مصالح ) درین قاموس به معنی جمع مصلحت ، انچه که مایه سود و اسایش و صلاح انسان است ، صلح کننده و سازش کننده امده است . درینجا نیز یکی از معانی ان ( مواد ) است که در مثال ذیل توضیح میکند : مصالح ساختمانی ـ انچه که برای ساختمان لازم وشایسته است : سنګ ، چوب ، آجر ( خشت پخته ) ، ګچ و اهک . طوریکه دیده شد صرف یکی از معا نی واژه مصالح ، جمع مصلحت است و مصلحت را چنین تعریف نموده است : انچه که باعث خیر و صلاح و نفع و اسایش انسان باشد . درمجموع تعریف های فوق با انچه که در قاموسهای زبانهای اروپایی امده است ، مطابقت نزدیک دارد . در نتیجه میخواهم یاداور شوم که : اولا – من با ان موافق نیستم که قبل از سقوط سلطنت از اصطلاح ٫٫ منافع ملی ٬٬ اصلا کار ګرفته نمیشد . ثانیا – با ان هم موافق نیستم که بکار بردن این اصطلاح صرف بعد از سقوط سلطنت بمیان امد . ثالثا – هم قبل از سقوط سلطنت و هم بعد از سقوط ان ، چه در مطبوعات و چه از طرف دولتمردان بکاربردن هر دو اصطلاح یعنی هم ٫٫ منافع ملی ٬٬ و هم ٫٫ مصالح ملی٬٬ یا مصالح علیای کشور ٬٬ مروج بود ولی باید بپذیریم که اصطلاح ٫٫ مصالح علیای کشور ٬٬ زیادتر ولی صرف به مفهوم منافع ملی بچشم می خورد . خامسا – هیچ ثبوتی را ندیده ام که هدف از اصطلاح ٫٫ مصالح علیای کشور ٬٬ صرف ٫٫ مصلحت ٬٬ وان هم صرف به معنی ( سازش ) بوده است . سازش یکی از معانی مصلحت است نه یګانه معنی ان . سادسا – دلایل فوق نشاندهنده انست که منافع ملی و مصالح ملی دو مفهوم جداګانه را نه بلکه یک مفهوم واحد را افاده میکند. درین شکی نیست که هم قبل از سلطنت و هم بعد از ان دربین دولتمردان اشخاصی وجود داشت که منافع ملی را انقدر ارج نمیګذاشت اما تعین کردن تاریخ ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ را به حیث سرحد بین منفعت وسازش دور از انصاف خواهد بود . البته در هر دوران از تاریخ ، حکومتها در رابطه به منافع ملی برخورد متفاوتی داشتند مثلا در وقت حاکمیت تنظیمی ، سران و قوماندانان تنظیم ها انقدر در اندوختن سرمایه ومنافع شخصی غرق بودند که منافع ملی را اصلا در وقت جمع اوری غنیمتها در نظر نداشتند . مساعی محترم جلیل غنی پیرامون مطرح ساختن بحث درمورد منافع ملی کشور ما، بالخصوص درین برهه نازک از تاریخ قابل قدر است . بنظر من هرکس حق دارد موضوعات را مطابق دیدګاه خود ارایه نماید بشرطیکه هدف از ان خیر وصلاح مردم رنجکشیده میهن باشد ویقین کامل دارم که اهداف اصلی هموطن عزیز من محترم جلیل غنی از مطرح کردن این بحث صرف همین چیز است و بس .ازینرو نبشته اورا به دیده قدر می بینم و خودشان مورد احترام من است . و اما منافع ملی ؟ منافع ملی باید در هر وقت بصورت دقیق شناسایی و در باره ان باید تبلیغات ونشرات وسیع بعمل اید . درمنابع حقوق بین الدول وسایر اسناد معتبرمتوان برای ان تعریف های را دریافت که درسطح ملی و بین المللی قابل قبول باشد . استقلال سیاسی ، تمامیت ارضی ، تامین شرایط لازم زنده ګی فزیکی ، جلوګیری از مداخلات خارجی در امور داخلی و حفط سرحدات کشور ازجمله بخشهای اساسی منافع ملی بشمار میرود . توسعه وګسترش منابع پوتنشیالی و بربنیاد ان پیشرفت اقتصادی ، بلند بردن قابلیت جنګی ، ازدیاد منابع مالی ، پیشرفت علم وتخنیک ، توسعه وبلندبردن تاثیرات جیوپولیتیکی کشور ، رفاه و اسایش اتباع ، پیشرفت فرهنګ وسایر امور رشد معنوی نیز در جمله منافع ملی جایګای مهمی دارند .خلاصه اینکه تمام امور عمده واساسی کشور که عموم اتباع از ان منفعت مادی یا معنوی میبرند ، داخل منافع ملی کشورشده میتوانند . در حقوق بین الدول منافع ملی جاده یکطرفه نبوده بلکه در معاهدات بین المللی متوان همزمان منافع ملی چندین کشور را در نظر ګرفت . در حال حاضر زنده ګی شهروندان افغانستان که از جمله حقوق اساسی اتباع بشمار می اید هر روز از طرف ۴۳ کشور پیشرفته جهان به شکلی از اشکال زیر پا میګردد . تخریب قرا ، جنوساید ها ( کشتار جمعی ) وبی اعتنایی به خواستهای مردم و اولیای امور ، این همه نقض منافع ملی افغانستان است که از جانب ائتلاف برهبری امریکا هرروز با وسعت بیشتر تکرار و ادامه می یابد . اګر این ائتلاف مدعی ان است که به اجازه شورای امنیت ملل متحد امده است و بر اساس ان خودرا اشغالګر وتجاوزګر نمیداند ، پس باید مطابق منشور ملل متحد به حاکمیت ملی افغانستان و حقوق اتباع این کشور نیز احترام بګذارد و این را درنظر داشته باشد که حقوق اتباع ومنافع ملی صرف درشرایط صلح و امنیت سرتاسری تامین شده میتواند . ازینرو لازم است تا سد راه مصالحه و اشتی ملی درکشورنشود و در پیشرفت موفقانه این داعیه ملی همکاری صادقانه نمایند . درغیر ان باید بداند که این اعمال شان اشغالګرانه است و مردم افغانستان در برخورد با اشغالګران تجارب کافی وحدت ویکپارچګی دارند . پایان |