محمدشريف رستم زاده
کاش آقای عبدالله
همدردفرهنګی بافرهنګ ميبود
درسايت پندار مطلب کوتاه آقای عبدالله همدردتحت عنوان (( فرهنګی بی فرهنګ خليل
الله ماروفی معروف نميشود )) نشرګرديده که با مطالعۀ آن ګيچ وسراسيمه شدم که
چې ميخوانم زيرا محتويات آن مجموعۀ، دشنام ها واتهاماتيست به آدرس نويسندۀ
معروف کشور ما افغانستان واديب چيره دست زبان دری، محترم دپلوم انجينرخليل
الله معروفی٠ درمطلب که ميتوان آنرا دشنام نامۀ ناميد الفاظ زشت ودورازادب
ايکه درکوچه وبازار هم بندرت استعمال ميګردد، ګنجانيده شده است٠کاش نويسندۀ
دشنام نامه، فرهنګی بافرهنګ ميبود تا ديگران ازاومې آموختند ودرآنصورت اودربارۀ
فرهنګی بودن يا نبودن ديګران قضاوت مينمود . او درحاليکه نتوانسته بخاطر اثبات
ادعاى خويش از مقالات متعدد جناب معروفی که درپورتال افغان-جرمن موجوداست مثالې
از کلمات نامانوس را در يابد و اقتباس نمايند، ولى در نبشتۀ ده سطرۀ خويش اضافه
ازده فحش ودشنام واصطلاحات بازاری را به آدرس محترم معروفی بکاربرده که از
بي فرهنګی بودن آقای عبدالله همدرد نمايندگي مي نمايد. محتويات دشنام نامه
وعنوان آن، مرابياد همان بيانات پرطمطراق ببرک کارمل انداخت که درزمان
زمامداری خاينانۀ شان مجاهدين وطن ما راکه بخش چشمګيرې از جامعۀ افغانستان را
تشکيل ميداد " اشرا ربې فرهنګ " ميناميد که افغان ستيزی وبيګانه پرستی کارمل
رانشان ميداد٠بنظرمن آنچه خشم وغضب نګارندۀ دشنام نامه را بارآورده محتويات
مقالات محترم معروفی است که معمولا سياست مداران خاين ومعامله ګر وقلم بدستان
سکتاريست افغان ستيز را مورد نکوهش قرارداده است که ازاين بمباردمان های
واقعبينانه امابيرحمانه، قهرمان خيالی نګارنده دشنام نامه ( محمود بريالى )
نيز مصؤن نمانده اند ٠ اما نګارنده شهامت آنرا نداشته تا درزمينه به بحث
بپردازد وآقای پدرام را که خودنيزيک پرچمى کارملى بود بهانه قرارداده وبا
بکاربرد دشنام ها ،اتهامات والفاظ رکيک وبازاری محترم معروفی را مورد حملۀ
ناجوانمردانه قرارداده است ٠من که معمولا برخی از سايت های افغانی را ميبينم
با نويسندۀ بنام عبداله همدرد آشنايی ندارم وګمان ميکنم که اين نام مستعارباشد
زيرا او خودنيز خجالت مي کشد که چنين دشنام نامۀ بنام اصلى اش نشرګردد٠ مهم
نيست که نګارندۀ مطلب کيست ولی يک چيزچون آفتاب روشن است که بهيچوجه چنين نبشتۀ
دورازادب واخلاق تراوش فکری و محصول کاريک فرهنګی متعهدنيست٠ ولی آنچه قابل مکث
است اينست که چګونه رسانۀ ګروهی بنام تارنمای ( پندار ) چنين چرنديات
رانشرمينمايدکه سخت سوال برانګيز است٠تارنمای پندار بجای نشر ګفتاروپندارنيک
ومسايل تحليلی ، علمی وروشنګرانۀ به نشر دشنام ها وفحش های بازاری آنهم به
آدرس يک فرهنګی کشورما متوصل ميګرددوخواسته است تا بدينګونه تارنماۍ پندار
درمحافل روشنفکری بين الافغانی مطرح وبه اصطلاح مردم نام بکشد٠ طی چندماه ايکه
ازفعاليت سايت پندارميګذردديده شده که ګرداننده ګان آن رنج ميبرندکه تارنمای
شان چون ساير صفحات آزادانترنيتی، نمې درخشد٠ نګرانی وعذاب ايشانرا ازتغيير
پيوستۀ ديزاين وشکل صفحه ميتوان بوضاحت مشاهده نمود، تا جلب توجه کند که
نميکند٠ درابتدا فوتوهای ( کارمل ، تره کی ،بريالی، نجيب ) را بدون رعايت
تسلسل زماني ،موقف حزبی ودولتى شان درصفحه اصلی جاداده بودند که البته عکس
کارمل درصدرهمه قرارداش ولى عکس محمود بريالى درجنب ديګران اضافى وغيرموجه بود٠
ګرداننده ګان تارنما ديدند که تارنمای شان بدينګونه جلب توجه نکرد يا آنچه را
که ميخواستند از جابجايی چنين عکسها بدست بياورند،بدست نياوردندويا اينکه به
انتقادهمرزمان شان مواجه شدند؛ فوتوهای مذکور با عکس های جذاب هنرمندان
مشهورجنس لطيف تعويض شدکه بازهم توفيقی درقبال نداشت٠ حال مشاهده ميګرددکه
مطلبې را بنشرسپردند که درآن به شخصيت فرهنګی معروف کشور ما محترم معروفی که
نبشته های شان افشا کنندۀ چهرۀ واقعى رهبران جنايتکار جهادی ،کارملی ها
ونويسندګان مزدور افغان ستيزاست اهانت صورت ګرفته و مورد تاخت وتاز
ناجوانمردانه قرارګرفته است تا ازيکسواين شخصيت شناخته شده را توهين نمايد
وازجانبى تارنمای پندار مطرح بحث ګرددونام بکشد٠ درپايان صحبت علاوه بايدکرد
که آقاى همدردوګرداننده ګان تارنمای پنداربدانند که با نشر چنين دشنام نامه ها
واتهامات بې پايه ومطالب دورازادب به آدرس نويسنده ګان واقعبين ،متعهدوغير
وابسته نميتوان به شخصيت شان ومحبوبيت آنها دربين روشنفکران افغان لطمۀ
واردنمود، شما باچنين برخورد خويش خود وقهرمانان واهی وخيالی تانرا زبانزدعام
وخاص مينماييد تا درمورد امروز تان ،درمورد کارروايي های سياه ديروزتان ،
معاملات سياسی شما، پابوسی اشغالګران شوروی ، پيدا نمودن زبان مشترک با جهادی
های خاين بمنافع ملى و جهادمردم ما وبالاخره خيانت تان بمردم افغانستان
بنويسند٠ بهتر آنست تا ازتلاش زنده ساختن قهرمانان تان که وطن را فروختند
واعمال شان لکۀ ننګ در تاريخ کشور وبدنام ساختن جنبش مترقی وطن ماست بپرهيزيد
، تلاش نماييد تا ازنشر جعليات ، دشنام نامه ها واتهامات نامه ها جلوګيرى کنيد
که ثمرۀ آن تجريد ورسوايى هرچه بيشتر شما ميباشد ٠ اميد وارم که نبشته ام را با
خونسردى کامل ودقت تمام مطالعه نماييد وباخودبانديشيد که در آينده چى نوشت وچى
رادر تارنماى خود منتشر نمود٠
پايان
٢٠٠٧ - ٥ - ٢٦