|
سيلاب
پنجم دسمبر سال
۲۰۰۶
ميلادی
جواب ندادن هم يک جواب است
ما شاهد نهادهای متعدد
اجتماعی ـ فرهنگی بيرون مرزی افغانی هستيم که
هرکدام ادعای عدم وابستگی وفعاليت
مستقلانه دارند وداد ازخدمت به آوارگان افغان
دارند اما در عمل ديده شده که برخی از
آنها درخدمت گروه های معين سياسی قراردارند که
اعتماد وباور هموطنان مقيم در خارج
رابالای آنعده ازنهادها که واقعا بخاطر خدمت
به آواره گان افغان کمر همت بسته اند
زايل وباين نهاد ها بديده شک وترديد
مينيگرندکه اينجانب ازجمله اين کتگوری
افغانهای
مقيم در هالند ميباشم
۰
ولی وقتی (( اطلاعيه کميته برگزاری کنفرانس
بين المللی:
استقرار ثبات درافغانستان ؛مشکلات وراه های حل
)) را دربرخی ا ز صفحات انترنيتی
مطالعه نمودم تصميم گرفتم تا دراين کنفرانس که
به ابتکار فدراسيون سازمانهای
پناهندگان افغان دراروپا ( فارو ) راه اندازی
شده اشتراک نمايم واز شخصيت های معروف
علمی وسياسی وطنم وسايرين بشنوم واگر مجال
صحبت ميسرگرديدنکات نظرخويشرانيز ارايه
نمايم که بتاسف سازماندهندگان اين گردهمايی
زمينه اشتراکم را مهيا نساختنديا اينکه
ازآن جلوگيری نمودند۰
اما وقتی دومطلب منتشره آقايون (
انجينرذکريا؛محمدجمعه شريف
)
را که ازعملکرد غيرشفاف مسولين کنفرانس حکايت
دارد دريکی دوسايت ديدم متوجه شدم که
من يگانه کسی نيستم که حق اشتراک را ازمن سلب
نموده اند بلکه ديگران نيزهستند که
سرنوشت چون اينجانب را دارند.
اگر سازماندهندگان کنفرانس با محتويات نبشته
های دو هموطن گرامی ما وآنچه به آدرس آنها
وعملکرد غيرشفاف شان نگاشته اند توافق
ندارند ويا مشکلات ديگری وجودداردبهتربود
تادرزمينه روشنی ميانداختنددرغير آن سکوت
درزمينه دلالت برصحت مطالب مطروحه درمقالات
انتقادی اين دوهموطن ما مينمايدويا
اينکه گويند جواب ندادن هم يک جواب است در
مورد صدق مينمايدوسازماندهنگان کنفرانس
چيزی برای گفتن ندارند.
پرسش اصلی درانيجاست , فارو که مبتکر برگزاری
چنين
کنفرانس بزرگ با وظايف واهداف بزرگترميباشد
چرا ازاشتراک سايرعلاقمندان جلوگيری
مينمايد ؟ اگرسازماندهنگان کنفرانس مخالف
حضوردگرانديشان و پيروان عقايد ونظريات
گوناگون که يک امرطبيعی ميباشد بودند وياهستند
پس چرادر اطلاعيه ازسايرين خواسته
اندتا در صورت علاقمندی اشتراک درکنفرانس ثبت
نام نمايندوآدرس های گوناگون را در
اطلاعيه جاداده اند تا با مراجع متذکره درتماس
شوند۰
آنها ميتوانستند سايرهمفکران
وياران خويشرادعوت مينودند وبه بهانه برگزاری
کنفرانس بين المللی در مورد افغانستان
وتبادل نظريات شخصيت های معروف کشور ما زمينه
ارايه ديدگاه های همفکران شان را
مساعد سازند ويا اينکه ازين کنفرانس بنفع گروه
خاص بهره برداری نمايند.
وقتی
چنين يک برخورد سوال برانگيزمسولين کنفرانس
مشاهده ميگردد نصور پيدا ميشود که
قشرمنور وتحصيلکرده ما که حرف از (( استقرار
ثبات درافغانستان ؛ مشکلات وراه های حل
))
وبسا مفاهيم دلچسپ بزبان ميآورندو آنرا به
رسانه ها ميدهندتا بدينگونه احساس
وطنخواهانه خويشراتبارز دهنداما درعمل ازحيطه
مناسبات تنگ گروهی ؛ گروپی وتباری
برآمده نميتوانندوقادرنيستند تا کتله عظيم
هموطنان خويشرا در کنارهم مشاهده کنند
وازآنها بشنو ند.
آقايون برگزارکننده کنفرانس ! شما که ابتکار
برگزاری چنين يک
کنفرانس بزرگ وحياتی را با اهداف نهايت بزرگ
بعهده گرفته ايد؛ شما که ازحقوق
مهاجرين افغان دراروپا دادميزنيد آيا هموطنان
ما چون ( ذکريا ـجمعه شريف )حق ندارند
در چنين يک کنفرانس ايکه درمورد وطن شان بحث
صورت ميگيرد اشتراک کنندوآيا ايشان
آواره گان افغان دراروپا نيستند ؟يا اينکه
فدراسيون شما مدافع بخشی از مهاجرين است
که چون شما ميانديشدويا اينکه فدراسيون به
گروه خاصی ارتباط دارد ؟
شما که چون
ساير آواره گان افغان بنابر ملحوظات سياسی ؛
وضع متشنج امنيتی يا عوامل ديگری ترک
وطن نموده ايد وازحالت ناگوارکنونی وطن رنج
ميبريد وچنين گردهمايی را سازماندهی
نموده ايد تا درآن راه های حل آن جستجوگردداما
مانع اشتراک کليه علاقمندان هموطن
تان در آن ميگرديدچنين برخورد شما با عملکرد
حلقات انحصارگرزورگوحاکم برکشور که
تحمل حضوردگرانديشان درقدرت را ندارند چی
تفاوت دارد ؟ آنها که از سخاوت بيگانگان
براريکه قدرت تکيه زده اندمخالفين ودگرانديشان
را درقدرت سهم نميدهند وشما که
دررهبری چنين يک فدراسيون قرارگرفته ايد
وصلاحيت راه دادن ويا ندادن اين ويا آن فرد
بيک کنفرانس را داريد ازاشتراک دگرانديشان ويا
آنهاييکه با شما روابط تنگاتنگ
ندارند جلوگيری ميکنيد که در آن نه تقسيم چوکی
مطرح است نه وزارت وقوماندانيت.
در پايان صحبت ميخواهم توجه خواننده عزيز را
به شعر لاهوتی جلب نمايم که چی
خوب گفته است
:
همه لاف خواهی زنند ليکن نميدانم
وطنخواهی به گفتار است
يا کرداريا هردو
يادداشت : مطلب ذيل غرض نشر به سايت های افغان
ـ جرمن ؛
ټول
افغان وگفتمان که در آن اطلاعيه بنشرسپرده شده
است نيز ارسال گرديده است.
پايان
|