ليكنــــــــــــــــــــې

 

 پوهنمل  نوزادی

د ريا د لی ها درجنگ با اقوام کشور

 

     اخيراً ساواکی های  فروخته شده افغانستانی بفرمايش اخندهای همسايه غربی ما جهت ايجاد تفرقه ودشمنی بين اقوام ساکن درافغانستان وبلاگ های راباز نموده ودران بدون تفکيک به همه مردم نجيب کشور ازهرقوم وقبيله که باشد،  دشنام ميدهند وانهارا به جان هم می اندازند ، اب رابه اصطلاح گل الودکرده ماهی ميگیرند . شخص بی فرهنگ ايرانی مشرب بانام مستعاردرويش دريادلی نمونه بارز همچو بيماران روانی است که دروبلاگ خود مطالبی گمرا کننده را تحت عناوين  «  فاشيزم پشتونی وبی ننگ های غيرپشتون ، و غيره .... » بدون جزئی ترين درک از تعريف علمی اصطلاح فاشيزم  مينويسند وهمه اقوام ميهن را بارکيک ترين کلمات که جز اداب روزمره شان است توهين وتحقير ميکند . البته اشخاص ديگر ازين قماش مانند قوی کوشان ، سعيد فيضی وغيره نيز درين کاردست  کمی از درویش دریا دلی ندارند .

      هرچند درنظر نداشتم به ارتباط لاطائيلات وچرنديات چنين اشخاص مجهول الشکل ومعلوم الهويه ، خود کش وبيگانه پرستان توظيف شده، چيزی بنويسم . برای همه هويدا است که مردم افغانستان اعم ازپشتون ها ، تاجک ها ، هزاره ، ازبک و .... درطول تاريخ پرافتخار خويش هميشه درمقابل تهاجمات اجانب وپادو های داخلی شان يکدست بوده ودر شرايط آزاد درپهلوی هم زنده گی آرام وبرادر وار داشته است  .  خوشبختانه هيچ مقطع تاريخ کشور شاهد جنگهای داخلی قومی ، مذهبی يا لسانی بين اين حماسه آفرينان بيگانه ستيز نبوده ويقين قاطع داريم که چنين ارزوهای ساواکيان بعد ازين نيز جامه عمل نخواهد پوشيد .  پس عيبی ندارد ..... عوعوکنند ولی کاروان به پيش ميرود  .  جنگ ها وآشوب های داخلی که بعضا درين سرزمين بوقوع پيوسته ، بخاطر قدرت بوده وماهيت گروهی داشته  است . برجسته ترين مثال ان انارشی تنظيمی سالهای اخيربوده که تنظيم وحدت اسلامی اهل تشيع ، حزب اسلامی حکمتيارپشتون وجنبش ملی جنرال دوستم ازبک از يکطرف وشورای نظار احمدشا مسعود پنجشيری ، جمعيت اسلامی برهان الدین ربانی بد خشی واتحاد اسلامی استاد سياف پغمانی پشتون تبار از طرف ديگر درگير جنگ بودند. اولين جنگ های گروه طالبان هم درمقابل قوماندانهای از قوم پشتون صورت گرفته است .

اماخواندن نبشته نويسنده اگاه ، مورخ واديب توانای کشور محترم کانديد اکادميسن محمد اعظم سيستانی درباره اينکه بی اعتنائی بزرگ منشانه درچنين موارد يک راه غلط است ، درپورتال افغان ـ جرمن بنده راتکان داده بخود آورد .

      بايقين کامل که چنين ياوه سرايی های عوعوکننده گان راه کاروان راگرفته نخواهند توانست ولی میتواند اذهان را درين برهه اسيب پذير تاحدی مغشوش گردانند که اين عمل نيز درحقيقت ازجمله اهداف واشواق عوعوکننده گان است . ازينروضرور دانستم که بايد برقع ازرخ آنها دورشوند تاچهره های اصلی نقاب پوشان سياه روی برای همه نمايان گردد .
      بانظرداشت ان تصميم گرفتم از بی اعتنائی بزرگ منشانه دست کشيده ودرين راستا دين خود را تاحد توان ايفا نمايم.   دراول خواستم بابرخورد علمی از انها تقاضا کنم تا ازچنين نجاست فاصله گرفته ودرلجنزار کثيف ان شنا نه نمايند . بعدا بفکرم رسيد که اگر آنها ازعلم وادب وحتی اخلاق اجتماعی بهره ميداشت ، آيا ميتوانستند درنوشته های خود ازهمچو دشنام های ولگردانه وبازاری به ارتباط اقوام کشور استفاده نمايند ؟  قوم پشتون رابخاطر پشتون ستيزی خود وغيرپشتون ها را بخاطر ديگرانديشی شان ناسزا ميگويد ، تهمت می بندد ، افترا وتوهين ميکند وبدين شکل سويه تعليمی ، اخلاق اجتماعی وآداب تربيوی خود را برای همگان نشان ميدهد .

     بادرنظرگرفتن سويه علمی آنها ( که از د شنامهای بازاری شان معلوم است ) لازم ديدم قسما ازلسان قلمی خودشان نيز استفاده نمايم . بنده عادت دارم درنوشتن خاکه ها ازقلم پنسل کارميگیرم . بعد از مقدمه چينی نبشته هذا خواستم چند کلمه روسپی مابانه جناب درويش دريادلی را از نوشته های او درينجا بخاطر به رخ کشيدن وی برای خواننده گان گرامی اقتباس نمايم . همينگه قلمم به کلمه( بی ننگ ) رسيد که اين مستعارنام دريادلی جهت دشنام دادن به غيرپشتونهای ديگر انديش بکاربرده است ، نوک قلم پنسلم شکست . پنسل تراش راگرفتم و سرپنسل را دوباره تيز ساختم ونوشتن کلمه متذکره را دوباره آغاز کردم که درهمين اثنا بيادم آمد که اخر اين نوک قلم است نه نوک زبان بی بندوبار دريادلی که ميتواند کثافات درونی شانرا ازين مجرا بر روی کاغذ پاک افراز نمايد.  قلم از جمله مقد سترين چيزهاست که خداوند متعال وتوانا درکلام خود به آن قسم خورده است . قلم برای نوشتن چنين کلمات ساخته نشده وبايد در راه خير به مخلوق خدا (ج ) از آن کارگرفته شود نه در راه ايجاد دشمنی بين آنها .

     گرچه هويت اصلی اين دريادلی يا بزدلی را يکی از همرزمان وی آقای نیرم،افشا کرده ودر سایت با ااعتبارافغان – جرمن چهرۀ  این آدم بی شهامت همه جانبه افشا گریده است که امیدوارم در همان کشور آسترالیا ، افغان یاافغانانی پیدا شوند که روزی بخدمت این بزدل که به نامهای (عمر راوی،ویا بریالی شنوا، نصرالله زاری وغیره)خود را معرفی میکند، برسند وسبق درستی به وی بدهند. دريادلی(عمر راوی...) مينويسد  که پشتون ها مزدوران اشغالگران خارجی هستند. وی همچنان ادعادارد که کشور ما همين اکنون توسط امريکائی ها اشغال گرديده است .

گرچه تاکنون هيچ مرجع باصلاحيت حقوقی ( داخلی يا بين المللی ) موقف حقوقی فعلی افغانستان را به حيث کشور اشغال شده ياد ننموده، باانهم اگر بالفرض گفته انها واقعيت داشته باشد که امريکا با لشکرکشی خود درمقابل طالبان پشتون کشور ماراشغال نمود ، بيائيد پس منظرتاريخ را به بينيم :

  درين صورت ميتوان گفت که درتاريخ معاصر، افغانستان چهار دفعه توسط دول خارجی اشغال گرديده است :   

 ۱ ـ درسال ۱۸۳۹ انگليس، شاه شجاع پشتون را باخود اورد وبحيث دست نشانده خود حاکم کشوراعلان نمود .

۲  ـ درسال ۱۸۷۸ بازهم انگريزها به افغانستان لشکر کشی نمود وشهزاده محمد يعقوب خان پشتون که درين وقت زمام امور را دردست اشت ، با اين اشغالگران معامله کرد.

   مردم غيور وبيگانه ستيزافغان درين هر دو دفعه به سرکرده گی وزير محمد اکبرخان وسردارمحمد ايوب خان غازی که هردوی شان نيزپشتون بودند به اشغالگران فوق جواب دندان شکن دادند واز وطن خود راندند .

۳ ـ  درسال ۱۹۷۹ ارتش سرخ شوروی به کشورماهجوم اوردند ، حفيظ الله امين پشتون رابقتل رساند ، ببرک کارمل غيرپشتون را ازمسکو باخود آوردند وزمامدار گوش بفرمان خود ساختند .

۴ ـ  درسال ۲۰۰۱ قوای امريکائی زمامداری ملامحمدعمر پشتون را سقوط داد و استاد ربانی غيرپشتون را از کولاب تاجکستان که تحت الحمايه کرملين بود، بحيث فرمانروا افغانستان داخل ارگ سلطنتی نمودند . البته برگزيدن حامد کرزی درکنفرانس بن اگر به موافقه امريکا هم بوده باشد ، بازهم توسط خود افغانها صورت گرفت که تعداد پشتون ها دران خيلی ناچيزبود .  خود کرزی دراثنای براندختن رژيم طالبان وتدوير کنفرانس بن درمناطق کوهی ولايت ارزگان بسر می برد .

     علاوه بران کودتای عمال ( کا جی بی ) درسال ۱۹۹۲درمقابل پلان پنج فقره ای ملل متحد که حاکميت داکترنجيب الله پشتون را خاتمه داد ، قدرت را به شورای نظار غيرپشتون تسليم نمود ودرنتيجه تمام بود ونبود مادی ومعنوی کشور تاراج وباخاک يکسان گرديد .

     باتوجه به واقعيت های فوق هويدا است که مزدوران اشغالگران خارجی مربوط کدام قوم مشخص نبوده وخاينين ملی نماينده گان هيچ قوم وقبيله نيست ، طوريکه دريادلی (عمر راوی... ) بزدل وشرکای او راهيچ قوم مربوط خود نميداند وبحيث دشمنان همه اقوام محسوب مينمايند.

دريادلی ها ازيکطرف سروصدارا براه انداخته اند که امريکائيها وقوای ايساف کشور مارا اشغال نموده واز طرف ديگر درمقابل اين اشغالگران خموشی اختيار، ارام نشسته ودرخدمت شان شب وروز تپ وتلاش ميکند . يگانه گروهی که درمقابل اين به اصطلاح آنها، اشغالگران ميرزمند وقربانی ميدهند گروه طالبان منسوب به قوم پشتون است ، بزدلی هابعوض اينکه آنان را درمقابل اشغالگران حمايه يا تمجيد نمايند، هزارويک رقم دشنام  رکيک را نثار اين گروه وقوم غيور شان ميکنند . پس اين چنين اعمال بزدلانه  را به غير از پشتون ستيزی چه ميتوان نام نهاد ؟ اگرانها به حيث افغانستانی هم خود را ازخاک افغانستان ميدانند ومی بينند که خاک شان اشغال شده ، درچنين حالتی چرادست زيرالاشه نشسته اند، نمی دانم این کاررا ننگ ميگويند يا بی ننگی شرمگين ؟

    در پایان میخواهم چند نکته را صمیمانه یاد آوری نمایم  :

۱ ـ بنده به تمام قلم بدستانيکه ميخواهند درجواب لاطائلات وچرنديات افغانستانی های افغان دشمن چيزی بنويسند ، خاطرنشان ميسازم که طرف معامله شان صرف دريادلی هاست ( عمر راوی،گرداننگان سایت سرنوشت وآرینا نت وجریده تفرقه انداز امید بگرداننگی قویکوشان وگردانندۀ تلویزیون لجن پراکن خراسان ) ، نه قوم نجيب تاجک ويا ساير دری زبانان ياهم فارسی زبانان کشورهمسايه ما ايران .

۲ ـ  اقايون دريادلی های ساواک مشرب !  ان فارسی غنی با تمام مسکوکات مطلای پهلوی از شما باشد ، بمانيد که ما

 ا فغانها با اين دری وپشتوی غريبانۀ خود بسازيم وباهم بنازيم .

۳ ـ  ميخواهم به اين دريادلی های بزدل ياداور شوم ، شماکه طالبان را فقط مربوط به قوم پشتون ميدانيد وبه همین سبب پشتون ستيزی راهم شعارخود قرارداده ايد .  بايد بدانيد که طالبان به حيث  بخش اندک از يک قشر بسيارکوچک اين قوم همين اکنون به شمول ابرقدرت امريکا درمقابل ۳۸ کشور پيشرفته جهان درگيرجنگ رويارويی بوده وهمه آنان را باشکست مواجه ساخته است . پس بياد داشته باشيد که درجنگ باتمام اين قوم شمارا نه ايت الله های ايرانی درطهران ونه هم (کا جی بی ) کرملين درکولاب تاجکستان پناه داده خواهند توانست  .  به اميد انکه هنوز هم سروقت است ، فکر کنيد و چشم را ازخواب غفلت باز نموده به هوش ائيد .

       خواننده گان محترم !  اگر درين مؤجز کلمات زشت به چشم شما خورد ، اميدوارم بنده را  بابزرگی خود معاف نمائيد، زيرا ازجمله کلماتيکه دريادلی ها در دشنامهای شان بمقابل قوم بزرگ پشتون وسايراقوام نجيبکشوربکار برده است ، اينجانب مؤدب ترين وملايم ترين انها را انتخاب ودرينجا بکاربرده ام .

    باعرض حرمت

 

 
   

كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور       |     د تـــــــــــــل افغـــــــــــــان خبــــــــــــره    |     زموږ سره  مــو اړيكـــــــــــــــې

Copyright ©  talafghan.com  All rights reserved  webmaster@talafghan.com  2004-2007.