ليكنـــــــــــــــــــې

 

داكتر رحمان الدين سراجي
18   فبروري   2008      

توطيه تا به كى ؟  ، اتهام تا به كى؟

اين نوشته تنها و تنها بيانگر نظرم در مورد
 پيام جناب ستر جنرال عبدالرشيد دوستم است
 و به هيچگونه عليه كدام قوم، سمت و تشكل سياسي نميباشد .

 در روز نامه نويد روز مورخ 16 فبروري 2008  پيام ستر جنرال عبدالرشيد دوستم را خواندم . اين پيام حاوى  مطالب دلچسپى بود كه ميخواهم روى آنها  ابراز نظر نمايم .

آقاى  دوستم در آغاز پيام  كه مناسبتش معلوم نيست ميگويد :  (( ... در هر گونه شرايط  به فكر تامين صلح  و سعادت هموطنان  عزيز بوده با ايثار و فداكاري  عليه دشمنان  مردم افغانستان  كار وپيكار نموده  و دراين راستا قربانيان بيشمار داده ام ...)) 

در اينجا مطلب قابل بحث اينست كه  چگونه آقاى دوستم در هر گونه شرايط  به فكر تامين صلح  و سعادت هموطنان  عزيز بوده و  با ايثار و فداكاري  عليه دشمنان  مردم افغانستان  كار و پيكار مينمود؟ به همه هموطنان  عزيز آشكار است  كه آقاى دوستم  در زمان و شرايط  موجوديت  قواى بيگانه  و ايجاد مليشه هاى قومي  تبارز كرد . اينكه آقاى دوستم  در آنوقت در كدام  جهت قرار داشت  به همگان معلوم بوده  و ضرورت به توضيحات من نيست !!!

ايجاد مليشه هاى قومي  سر آغاز  نفاق  بين الاقوامي  كشور  و قرار گرفتن  يك قوم عليه قوم ديگر  بود و جناب دوستم   در پروسه مليشه سازي  قومي  سهم فعال داشت . ازبين رفتن و كوچ شدن اجباري صدها فاميل از اقوام مختلف  در ولايات  فارياب ، جوزجان  ، بلخ  و غيره  ثبوت  آنست .

آقاى دوستم  در پيام خود  ميگويد : (( ...  در پيروزي  جهاد مردم افغانستان  و ايجاد دولت اسلامي  در افغانستان  سهم سترگ فرزندان  جنبش ملي اسلامي  افغانستان  و ديگران به هموطنان عزيز  و جهانيان  آشكار است .))

مسلما  در پيروزي جهاد مردم افغانستان  و ايجاد دولت اسلامي سهم سترگ  آقاى دوستم  به همگان  خوبتر آشكار است   . اين شما آقاى دوستم و شركاى تان بوديد  كه به دسايس  و توطيه هاى  ضد منافع ملي  زمينه سقوط  حكومت دوكتور نجيب الله  و ناكامي  پلان صلح ملل متحد  را فراهم  ساختيد . تاريخ و مردم  افغانستان  هر گز  اين سهم سترگ  تانرا  فراموش  نخواهد كرد .

 پيامد اين سهم سترگ  شما سرآغاز  صفحه خونين  ديگرى بود  كه جان ومال هزاران باشنده شهر كابل را قرباني گرفت  و در مابعد  اتحاد  نامقدس شما آقاى دوستم  با گلب الدين حكمتيار  شهر كابل را  به  ويرانه مبدل ساخت . ( بفرمائيد  آقاى دوستم  !  به جادۀ  ميوند برويد   و سهم سترگ تانرا در ايجاد  دولت اسلامي  افغانستان  مشاهده كنيد .)

آقاى دوستم در پيام خود  ميگويد : (( ...  در پيكار عليه  هيولاى طالبان  نقش  جنبش ملي اسلامي افغانستان  تحت رهبري  من  و مجاهدين  دلير  بدون ترديد  مورد تائيد  همگان بود ...))

آقاى دوستم  باز  فكر ميكند  كه مردم افغانستان  كاركردهاى  وى در مدت زمان دورۀ سياه طالبان را  فراموش كرده اند  واز ارتباط آن  با پاكستان  و گروه طالبان  هيچ  سند  در دست نيست  ( به سايت  كابل  پرس مراجعه شود . ) پرسونل تخنيكي  طالبان  را  كي ها تشكيل ميداد و هليكوپتر هاى  طالبان  در كجا ترميم  ميشد .

شما  با طالبان پيكار كرديد ولى  در اين پيكار  هر مر تبه  فرار را به قرار  ترجيح ميداديد .

آقاى دوستم در پيام خود ميگويد : ((... شكست  و نابودي  القاعده  و تروريستان  از  شمال كشور آغاز  و در اندك زمان  تمام  افغانستان  از لوث القاعده  و طالبانيزم پاك گرديد .  ))   روى آن بحث نمى كنم  كه شكست و نابودي  القاعده و تروريستان  از كجا آغاز شد . نجات  افغانستان  همانطوريكه  به همگان معلوم است  مرهون  بم افگن هاىB-52        ايالات  متحده امريكا   است . اگر  قواى  بيگانه وارد افغانستان  نمى شدند  ،  شما آقاى دوستم  امروز هم در پس كوچه هاى  تركيه  و ازبكستان  قدم ميزديد .  من با وجوديكه  قلبا  از  حضور  نيروهاى  خارجي  در افغانستان  رنج ميبرم  و مخالف آنها هستم  ولى باز هم  از ايشان در نجات  افغانستان  از لوث  القاعده  و طالبانيزم  سپاسگذارم .

آقاى دوستم  در ادامه پيام خود ميگويد  : (( ...  زمينه هاى تدوير لويه جرگه  اضطراري  و  ايجاد  حكومت  موقت  ،  تدوير لويه جرگه قانون اساسي ...  انتخابات رياست  جمهوري  و انتخابات پارلماني  يكي بعد ديگر به اشتراك و همكاري  من و حزب  جنبش  ملي اسلامي  افغانستان  تحقق پذيرفت .))

آقاى دوستم باز خود نمايي  ميكند  كه اگر اشتراك  و همكاري  ايشان  نمى بود  نه لويه جرگه ها تدوير مى يافت   و نه انتخابات  صورت ميگرفت  . نه خير  آقاى دوستم ! تدوير جرگه ها  و انتخابات خواست امريكايي ها بود  تا موجوديت شانرا  در سرزمين  آزادمنش  افغانستان صبغۀ  قانوني دهند  و به  جهانيان  ضرورت بودن  شانرا ،  تقاضاى مردم  ، حكومت  و پارلمان  وانمود سازند .

آقاى دوستم در ادامه پيام خود ميگويد  : ((  ... با تاسف  دولت افغانستان  از همان  آغازين روزهاى  ايجادش  با مرض مهلك شهيونيزم  ( اين كلمه در متن  پيام  كه در پيشروى من قرار  دارد  همين  طور  نوشته شده است . ))) و  عظمت طلبي   قبيله  گرفتار  آمده با ترد و  رد  اقوام ديگر  بجاى اعمار  وطن  ويران شده  در گودال تعصب  و لجنزار  شهيونيزم  و  باتلاق  قوم پرستي  فرورفت  كه حتى  دل  اقوام  پشتون  و ديگران  را  داغدار ساخت .  طرح ريزي  توطيه ها  و دسايس  بر ديگران  را پيشه  كار شان  ساخته  و با ايجاد  دولت  در ميان دولت  اقدام نموده  و كرسي هاى كليدي  دولت رابه گروه  مربوط به خود  تقسيم وعناصر  بيكاره بدنام  و فاشيست را  به وظايف  مهم دولتي  گماشت ...))

آقاى دوستم در اينجا  باز از  آهنگ  كهنه اش  ( قوم پرستي  ، عظمت طلبي  ، فاشيزم و غيره ) كه زمانى  در توطيه خود  عليه  دوكتور  نجيب الله  بكار برده بود استفاده ميكند  و ميخواهد  كه اينبار  نيز با تجارت  نام قوم  ، سمت ، زبان  و غيره  عمل غير قانوني  و جنائي  ( حمله مسلحانه  بر منزل اكبر باى )  تبريه كند و انگشت انتقاد  را بر ديگران گيرد .  نخست از روى   وجدان  گراف اعمال  تانرا  رسم كنيد   و ببينيد  كه در مقابل  كدام اقوام   چه دسته گل هاى  به آب  داده ايد  و دوم   اين جسارت  و مردانگي  را در خود  پيداكنيد  وبا استدلال  و ثبوت   نام  اين عناصر  بيكاره و بدنام  و فاشيست را بگيريد  تا باشد مردم افغانستان  اين چهره هاى سياه را بشناسند ، جاى تعجب است  كه آقاى دوستم  در هر مسئله دست كرزى را  دخيل مى بيند . اگر خانم وجيه  در شبكه تلويزيون آريانا  افغانستان  صحنه هاى  از زندگى  افراد  آقاى دوستم  را نشان ميدهد  ،  باز هم كرزى در آن دست دارد . حال آنكه آقاى دوستم  رئيس اركان سرقومانداني اعلى  قواى مسلح افغانستان ميباشد و فكر نمى كنم  كه كرزى  از كودتاى آقاى دوستم  در هراس باشد .

آقاى دوستم در ادامه  پيام  خويش ميگويد : (( ... در چنين  مقطع زماني  حساس  به خاطر  پوشانيدن  اين همه  عيوب  و ناكامي توسط   گماشته گان خويش  عليه جنبش اسلامي افغانستان  و عليه  بنيان گذار آن حزب  و ساير شخصيت هاى مطرح  سياسي توطيه هاى  پى در پى  را راه اندازي  مينمايد . ))

آقاى دوستم ! اين توطيه چيني ها  را  شايد از شما ياد گرفته باشند زيرا شما در اين رابطه  تجربه طولاني داريد  ، از  توطيه عليه دوكتور نجيب الله   گرفته    تا برهان الدين رباني ( يكجاشدن با  حكمتيار ) ،  جنرال ملك  ( زد وخوردها و فرار يكي بعد از ديگرى ) ، استاد عطا ( جنگ هاى پيهم  در مزار شريف ) و بالاخره  تا  قضيه   اكبر باى . شايد آقاى دوستم  از آنچه كه هست  خود را بالاتر  فكر ميكند   و هر چشمى كه بطرفش نگاه كند  بايد كور شود  و هر دهنى كه عليه اش  سخن گويد  بسته شود . وقت آن بلند پروازيها گذشته . لطفا به واقيعت هاى عيني  امروزي  كه هيچكس  در مقابل  قانون  ( به جز از جنايتكاران  و جنگم سالاران )    امتياز ندارد ، پى ببرد .

آقاى دوستم در ادامه  پيام  خويش ميگويد : (( ... گماشتۀ حلقه بگوش  معين  در رژيم  مثل جمعه خان همدرد  در شهر شبرغان  بالاى  شهروندان  حق طلب  چگونه آتش افروخت  و ده ها تن از هموطنان شريف  ما را شهيد و زخمي  ساخت  . حكومت كرزى بجاى آنكه  قاتلين  حادثه خونين  هفت جوزاى شهر شبرغان را  به محاكمه بكشاند  ، جمعه خان همدرد را  نوازش كنان  بحيث  والي  پكتيا  و مشاور  خود  مقرر نمود . )).

من در اينجا كاملا  با آقاى دوستم   همنوا ميباشم  و اضافه مينمايم   كه آقاى كرزى  درسپردن  اشخاص مجرم ضعيف بوده ونه تنها در مقابل جمعه خان همدرد از خود قاطعيت نشان نداده است  بلكه  با نه سپردن  اشخاص  شريرتر  از جمعه خان همچو دوستم  كه نامشان  به خط  درشت  در لست  جنگسالاران  و نا قضين حقوق بشر  ثبت است ، قانون را زير پانموده  و وى را  به جاى  تسليم دهي  به چنگ عدالت  و محكمه  بحيث رئيس اركان  سر قومانداني اعلى قواى مسلح  افغانستان  مقرر نموده است  .  آقاى دوستم بايد  لااقل در مقابل  يك عمل شان كه عبارت از چاپ وتكثير  بانك نوت هاى افغاني است  ، به قانون و محكمه  جواب دهد .

آقاى دوستم  در پيام  خويش ميگويد : (( ... گماشته شده دولت  كرزى  يعنى وزارت داخله  آن  در ليل  14/15    برج دلو   به  بهانۀ كه  خود ساخته  و تراشيده است  منزل شخصي ام را  خلاف تمام  موازين ملي و بين المللي  به محاصره درآورد  و صدها تن افراد مسلح پوليس ماجراجويانه  تا ده ساعت  به محاصره ادامه دادند ...   ))

آقاى دوستم ! شهامت مرد در راستگويي آنست . چرا حوادث ليل  14/15  دلو را  طورى كه بود  بيان نمى كنيد ؟  امروز رسانه هاى گروهي  چنان امكانات را در اختيار دارند  كه ميتوانند حوادث را  از هر نقطه و كنج وكنار دنيا  زنده وعاجل به شنوندگان  ، بينندگان و خوانندگان  عرضه كند .( خوانندگان عزيز  از ماجراى ليل 14/15  دلو اطلاع دارند  و ضرورت به بيان نيست .) چرا قضيه جنائي  تانرا توطيۀ سياسي وانمود ميسازيد  . اگر قضيۀ جنائي تان  در څارنوالي  مورد تحقيق  و بررسي  قرارگيرد  باز فريادكنان  خواهيد گفت  كه در انجا (څارنوالي )  عناصر بيكاره  ، بد نام  و فاشيست ايفاى وظيفه  مينمايند . آيا داشتن افراد مسلح  آنهم بيشتر از  50  نفر  خلاف قانون نيست؟  شما كه يك شخص عاليرتبه دولت  هستيد ، ضرورت به داشتن افراد مسلح چيست؟ آيا ارگانهاى امنيتي كشور  از  حفاظت جان و مال شما  عاجز مانده اند ؟  در اينجا سوال مطرح ميشود كه گروه مسلح از كدام مدرك تمويل ميشود ؟؟ شما ميخواهيد  روى عمل جنائي تان  كه همانا  يورش مسلحانه  به منزل اكبر باى  ، لت وكوب محافظين  و اختطاف شخص وى   است ، پرده بگذاريد  وديگران را در توطيه  عليه خود متهم  كنيد ؟ تا چه وقت به اين كار تان دوام خواهيد داد ؟ شما از  موازين ملي و بين المللي  نام ميبريد  ، اميد است منحيث يك  افغان  به احكام  اين قوانين ارج گذاشته  و مطابق آن عمل كنيد . شما مى خواهيد كه قوم  غيور ازبك  اين جز لاينفك خانوادۀ بزرگ افغانستان  منافع خود را  تنها وتنها در جبين دوستم ببيند .

آقاى دوستم در اخير پيام خود  به اصل مطلب  ميرسد  و ميگويد : (( ...  ميخواهم مردم افغانستان  براى تجديد نظر  در ساختار نظام فعلي  يعنى تغير سيستم رياستي  به پارلماني ، انتخابي بودن والي ها  و ساير نماد هاى  كار ساز  در چار چوب يك سيستم  دموكراسي فدرال  بصورت قانوني و صلح آميز  انديشه نمايند  وراى خويش را  به  گوش رژيم آقاى كرزى  و جامعه بين المللي  كه در روزهاى سخت  مردم ما را  ياري رسانده اند ، برساند . ))

آقاى دوستم ! من منحيث  يك  افغان  از دل وجان طرفدار سيستم پارلماني  در نطام فدرالي  ميباشم و آنرا  عاليترين شكل ديموكراسي  در جامعه  مدني ميپندارم  ، ولى هر آنچيزى كه قبل از وقت  و پختگي تدريجي  بميان آيد ، نا ميمون ميباشد . در شرايط كنوني  ، جامعه  ما ،  از همچو پختگي  فرسنگ ها فاصله دارد  ، حتى در پارلمان كشور  افراد كم سواد و حتى پائينتر از آن  وجود دارند  ، تقريبا نيمى از جامعه ما  (زن) از سهمگيري  در امور كشوري محروم است. اقتصاد مردم و  دولت در پائينترين  سطح خود قرار دارد . در همچو شرايط  هرآنكسى كه  ادعاى تطبيق  نظام فدرالي  و سيستم پارلماني  در افغانستان را مينمايد ، در حقيقت آب را در  آسياب دشمنان  وطن ميريزند .

تغير سيستم رياستي  به پارلماني نه  از صلاحيت هاى رژيم  كرزى است  ونه از  صلاحيت هاى  جامعه بين المللي . تنها مردم افغانستان  هستند كه ميتوانند  آنرا تغير دهند . شما آقاى دوستم  در هر كجا از  ((رژيم كرزى ))  نام ميبريد ،  آيا شما عضو اين رژيم نيستيد ؟ اگر خود را وابسته  به اين رژيم  نمى دانيد ، پس چرا استعفا  نمى دهيد؟ تا باشد نام  پاك تان  به  گرد وغبار رژيم كرزى  الوده نگردد ، در غير آن شما هستيد كه  در دولت دولت ميسازيد ، از يكطرف دست بوسي ميكنيد  و از طرف ديگر چاه ميكنيد .

آقاى دوستم ! شما در دسترخوان كارمل بزرگ شديد ، با وى جفا كرده  در آغوش دوكتور نجيب الله  قرار گرفتيد  ، بعدا با دوكتور نجيب الله  جفا نموده  در خدمت  مسعود  قرار گرفتيد ، بعدا با مسعود عهد شكني نموده در پهلوى  حكمتيار  ايستاد  شديد، بعدا با حكمتيار  جفا نموده  به مزار و شبرغان فرار نموديد ، بعدا با طالب  در معا مله شديد .  وقتى كه حكمراني قسمت شمال  افغانستان  براى تان داده نشد  به ازبكستان فرار نموديد  ، با آمدن امريكا ئي ها  همركاب كرزى شديد ، فعلا با كي هستيد  و طرف بعدي تان كي ها هستند؟

در پايان  ميخواهم  بگويم :  در شرايط امروزي  كه اكثريت  قاطع مردم افغانستان  تحت ستم  فقر  ، بيماري ، بيسوادي  و نا امني زندگي ميكنند  و وطن عزيز ما در آخرين رديف  از كشور هاى عقب مانده  جهان قرار دارد  ، شما رهبران  كاغذي ، گلي و آهني  تا كى   به جان همديگر  افتاده و مردم  را فراموش ميكنيد .  تا  چه وقت  توطيه و تا چه وقت اتهام ؟      

 
   

كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور       |     د تـــــــــــــل افغـــــــــــــان خبــــــــــــره    |     زموږ سره  مــو اړيكـــــــــــــــې

Copyright ©  talafghan.com  All rights reserved  talafghan@gmail.com  2004-2008.