ليكنـــــــــــــــــــې

 

تميم

آنچه اجيران ايران و پشتون ستيزان داخلی آن بايد بدانند!

 معضل و غوغای که اجيران اخندها ی پای بسته ایران در داخل کشور افغانها و در رسانه های مفتن و شر انداز دولتي و قراردادي خارج کشور افغانها چون راديو "بي بي سي" و " صدای آلمان"   در رابطه با کاربرد اصطلاحات ملی چون شاروالی و شهرداری، پوهنتون  و دانشگاه، دانشکده و دانشجو  مدرسه و مکتب و محصل وغیره به راه انداخته شد، هدف  نخست و رذيلانه همه ای این رسانه ها صاف وساده ، تفتين، شر اندازي، شیطنت دوگانگي و اهریمنی بوده و بس. آنها  میخواستند بدين وسیله دراین چند دسته گی که جامعه ما و ائیتلاف بین المللی شر انداز  به آن مواجه اند، جبهه دیگر از پرابلمها را برایشان بگشایند و برای آینده، از آن منتظر بهره برداری شان  باشند . این شر اندازان مفتن خارجی وداخلی منتظر آن بودند تا بیبینند که چطور مردم دانا و نادان این کشور، دوکتور وپوهاند این کشور، ادیب و بی ادب این کشور، چیزفهم و نا فهم این کشور، رادمرد و نامرد اينکشور، افغان و نا افغان  اين کشور کله د کله هم شده و برفرق همدیکر بکوبند و بگویند که اوبیادر اینه مولانا که چنان گفته بود ایا او بد کرده بود و یا حافظ هم که چنين کرده بود گ خورده بود، پس انها  چه کاره اند پوهنتون رادانشگاه بگویند ! و يا شاروالي را شهردری ! این سخنوران ادب فارسی  که افغانیت خود رایکطرف گذاشته و با ردیف بندی اشعار قرن حجر و قرن کمپيوتر هردوی آنرا باهم سر بندی کرده  و در دفاع از اصطلاحات اخون های ایران استدلال کردند که اینه برادر مولانا چند قرن قبل پوهنتون را دانشکده گفته بود ويا فلان محترم هم زېږنتون را زایشگاه !!

این آقايون نا افغان  با چنین استدلالهای به اصطلاح تاريخي میخواهند دوکتور بودن و عثمان بودن خودرا را ثابت کنند، و میخواهند به این مردم و این ملت زخمي  پيامی را برسانند که با چنين بی عرضه گی که صورت گرفته ، باید همدیگر را با چنگ و دندان بدرند؟ اینکه در این کشور یعنی افغانستان، که بیش ازنصف و  یا نصف نفوس آن پشتون است این دوکتوران و سخنوران ادب فارسی ایرانی میخواهند همۀ اين مردم  را پشت نخود سیاه روان کنند و بگویند که برادر مولانا چنین گفته بود، وحافظ هم چنان، فلان نامور سخن هم چنین گفته بود ولی تو کور مغز  فاشست و تو پشتون غول چرا در وطن خود به دانشکده پوهنتون میگویی و چرا به شهرداري شاروالي ؟! چرا در کشور افغانها به زایشگاه، زیژنتون  میگو یی و چرا چنین میکني  و يا چرا چنان؟ ایا جوهر همه استدلال ها که به شکل بسیار ماهرانه در بازی با کلمات معصومانه اين دکتوران و این سخنوران ادب طراحی شده و از طرف رادیو "صدای آلمان" و سایت شر انداز و افغان دشمن انگليس يعني بي بي سي هم نشخوارشدندغیراز این بوده؟ ایا به خواننده و تظاهر کنندۀ   سازماندهی شده از طرف شورای نظار مقیم سفارت افغانی در لندن و یا المان این مطلب را افاده و تحریک نکردند و برایشان گفته نشد  که تو ببین این ها با زبان فارسی ما  چه ریشخند را شروع نموده و ما باید علیه این نا انصافی ها چطور باید علیه این عمل پشتونها قیام کنیم؟. فدرا سیون بسازیم، شمال و جنوب بسازیم و باز کارهای دیگر  راسر و سامان دهيم و به روس، ايران ، امريکاو انگلیس خدمت کنیم !

نتیجه چه میشود ؟

خرم وزیر کلتور و فرهنگ افغانستان که هم پشتون است و هم سني  او را توسط محقق هزاره که هم  شیعه است و هم يک نا افغان جنایت کار نوکر ایران، در شورای ملی  احضار میگردد و بعد  برایش چنین دیکته میشود تا برایش بگوید: که او وزیر خرم تو چطور جرأت کردی در موجودیت ما معاشخوران "سپاه پاسداران انقلاب ایران" در کشور افغانها یک کارمند زیر امر خود را که فزمانبردار ما است  به نسبت نافرمانی  کار برد  زبان فارسی ایرانی، اورا تنبیه کنی    ؟ !

وزیر کلتور و فرهنگ افغانستان زمانيکه مجال  استدلال برایش میسر میشود با قامت رسا و شهامت میرویس مانند افغانی میگویند:  که او مردم خیریت خو است مگر شما فراموش کرده اید که در کجا تشریف دارید ! اینجا افغانستان کشور افغانهای باهم برادر است؛ کشوریکه نه مستعمرۀ آخوند های شیعه ایران بوده  و نه هر کشور اهرمنی د یگر؟در این وطن هنوز اکثريت پشتونها و افغانهای اصیل هم زنده است و هم  حاکميت ملی خودرا از دست نداده اند. اين ملت واحد تاکنون هم حاکم است و  هم خواهند بود و شما نخواهی توانست فاتحۀ اصطلاحلات مشترک وملی و افغانی آنرا بخوانید ! و در عوض اصطلاحات ايراني و ناملي  خودرا  پياده نمایئد!

 در این وطن علرغم موجودیت قوای اشغالگر و مزدوران ایرانی هنوز هم تفکر مقاومت و وحدت ملی افغانی زنده است و هيچکس اینطور نامردانه به  آن بنام دانشکده و پوهنتون خنجر نزده اند تا به حیث  دوکتور و  اهل خبره و ادب اینطور نامردانه قول مردهای افغان را برای آزادی کشور زیر پا نموده و نامردانه عليه مردی، برادری و وحدت با صفای افغانی آن کمر ببندند، و انرا تخریب نمایند

برای دکتوران افغان و ادیبان سخن این وطن این شرم است  ؟!

ای سخنوران ادب!

ای دوکتوران معرفت !

ای افغانهای اهل نام و نسب!

ما مردم خو چنین نامرد نبوديم !

ما خو مرد ها ره قول است داده بوديم !

ما مردم خو به خاطر يک شبش هيچوقت پوستین را در نداده بوديم !

حالا چطور شد که در مرکز "پوهنتون" و "دانشکده" درس شرارت و نفرت و نامری را تدریس یکنیم!

 ننگ بر چنین دوکتوران افغان نسب!

مرگ بر چنین سخنوران ادب!

 شرمنده باد نا افغانان نمک حرام !

 و در فرجام،

به گفتۀ  بی بی سي راديو شر انداز انگليسي :

 استجواب وزیر فرهنگ افغانستان 'ادامه می ‌یابد'

 
   

كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور       |     د تـــــــــــــل افغـــــــــــــان خبــــــــــــره    |     زموږ سره  مــو اړيكـــــــــــــــې

Copyright ©  talafghan.com  All rights reserved  webmaster@talafghan.com  2004-2008.